تبلیغات X
دانلود کانتر
مدل لباس عروس
بک لینک ارزان
انجام پایان نامه ارشد در شیراز
انجام پروژه متلب
انجام پایان نامه ارشد مدیریت شیراز
خرید رپورتاژ
تور تایلند
سیستم وبلاگ دهی
بک لینک

مقالات کسب و کار اینترنتی

جنگ بازاريابي كه ميان سايت هاي تخفيف گروهي نت برگ و تخفيفان آغاز شده است بحث داغي است كه اين روزها در تمام محفل هاي استارتاپي درباره اش صحبت مي شود. قضيه از اونجا شروع شد كه سايت نت برگ در يكي از صفحات آفر سايت خود به سايت تخفيفان به صورت مستقيم اشاره كرد و علنا آن را تخريب كرد. و ادامه ماجرا كه در اين مقاله مفصل درباره اش صحبت خواهم كرد.

خيلي از دوستان اين قضيه را له كردن سايت تخفيفان توسط نت برگ عنوان كردند. در اين مقاله قصد دارم درباره درگيري بين اين دو سايت پر طرفدار كه در زمينه تخفيف گروهي فعاليت مي كنند صحبت كنم.

 

جنگ بازاريابي چيست؟

قبل از اينكه به سراغ درگيري كه بين نت برگ و تخفيفان پيش آمده است برويم ببينيم جنگ بازاريابي چه مفهومي دارد؟ جنگ بازاريابي در واقع جنگي است كه در آن رقبا دشمن يكديگر هستند. در اين جنگ هر كسي پيروز است كه بتواند مشتري هاي بيشتري را جذب كند. رقبا در جنگ بازاريابي از هر روشي استفاده مي كنند تا پيروز ميدان شوند. از تبليغات گرفته تا سئوي كثيف و …

در جنگ بازاريابي هر كسي كه با بكارگيري استراتژي هاي خاص قصد دارد دشمنش را از ميدان در كند برنده مي شود.

هر كسي كه نگذارد پول توي جيب شما برود رقيب شما محسوب مي شود. ممكن است رقيب شما در رتبه اول گوگل باشد و به خاطر همين باعث شود مشتري هاي بالقوه شما را از آن خود كند!

همانطور كه گفتم در جنگ بازاريابي ممكن است از روش هايي براي پيروز شدن استفاده كنند كه شايد از نظر خيلي ها غير اخلاقي باشد! مثلا ممكن است به صورت كاملا مستقيم به رقيب مورد نظر اشاره شود. در اين صورت ممكن است علنا بگويند مثلا از فلان برند نخريد بياين از ما بخريد. يا مثلا فلان برند نمي تواند نياز شما را به خوبي رفع كند چون ما اول هستيم قطعا ما بهتر هستيم.

البته در بسياري از موارد اين حمله ها با سند و مدرك انجام مي شود. كه در ادامه مثال هايي از اين نوع تبليغات براي شما خواهم زد.

 

از چه روش هايي در جنگ بازاريابي استفاده مي شود؟

در جنگ بازاريابي معمولا از روش هاي زيادي استفاده مي شود. مثلا سئوي منفي براي رقيب، كه در اين روش ممكن است از طريق روش هاي سئوي منفي بخواهند رقيب خود را از نتايج گوگل به كلي حذف كنند.

يا تبليغاتي كه مستقيما مخاطبان و مشتريان رقيب را هدف مي گيرد. در اين روش ممكن است بانك ايميل رقيب را بدست آورند و سايت خود را به همراه پيشنهاد ويژه و رد نشدني به مخاطبان رقيب تحميل كنند.

همچنين از طريق تبليغات طوري عمل مي كنند كه بتوانند مشتريان و مخاطبان رقيب را قبل از ديده شدن آن ها از آن خود كنند. يكي از اين روش ها تبليغات گوگل است كه در ادامه درباره اين روش و درگيري ميان نت برگ و تخفيفان از اين طريق صحبت خواهم كرد.

در جنگ بازاريابي از هر روشي كه توسط آن بشه مخاطبان و در واقع مشتريان رقيب را مال خود كرد استفاده مي شود.

 

درگيري بين نت برگ و تخفيفان

همانطور كه گفتم اولين بار نت برگ در آفري در سايت خود مستقيما به تخفيفان حمله ور شد و همانطور كه در عكس زير مشاهده مي كنيد نت برگ از بزرگترين و بهترين بودن خود گفته است و اشاره اي هم به سايت تخفيفان كرده و گفته تا زماني كه ما هستيم نيازي به تخفيفان و ديگر سايت هاي تخفيف گروهي نداريد!

نت برگ

همانطور هم كه مي بينيد در آدرس اين صفحه اسم تخفيفان به صورت فارسي و انگليسي نوشته شده است.

اما اين درگيري با تبليغات گوگلي تخفيفان ادامه دار شد. همانطور كه در تصوير زير مي بينيد سايت تخفيفان هم با اقدامي جالب و هوشمندانه تبليغات گوگلي خود را به نحوي انجام داده كه با سرچ كلمه “نت برگ” سايت تخفيفان اولين سايت نمايش داده مي شود.

تخفيفان

البته اين جور تبليغات مسلما هزينه زيادي دارد. به خاطر اينكه در حالت معمولي تبليغات گوگلي طوري است كه تبليغات در پايين صفحه اول نمايش داده مي شود.

سايت نت برگ هم دقيقا همين كار را كرده است. زماني كه شما كلمه “تخفيفان” را در گوگل سرچ مي كنيد سايت نت برگ بالاتر از سايت تخفيفان و در جايگاه اول نمايش داده مي شود. البته سايت نت برگ در تبليغات گوگل خود از صفحه اي كه تخفيفان را در آن تخريب كرده است هم استفاده كرده كه آن صفحه تقريبا در رتبه سوم يا چهارم نتايج جست و جو قرار گرفته است.

البته كاري كه نت برگ كرده است بيشتر به خاطر سئو و تبليغات گوگل بوده است. چون در تبليغات گوگل كلمه اي كه قصد داريد با آن سايت شما نمايش داده شود بايد در سايت مورد نظر باشد. همينطور سايت تخفيفان هم اسمي از نت برگ در يكي از صفحات سايت خود برده است و دقيقا حرف هايي كه نت برگ درباره تخفيفان گفته بود را در آن صفحه تخفيفان بر عليه نت برگ گفته است.

پيشنهاد ويژه هميار وب : چرا سايت ديوار موفق است؟

اگر از ديد ديگري بخواهيم به كاري كه نت برگ كرده است نگاه كنيم بايد متوجه آن شويم كه حتما دليل خاصي داشته است كه نت برگ دقيقا همان صفحه اي كه به تخفيفان اشاره كرده است را در تبليغات گوگلي خود آورده است. مسلما دلايل خاصي داشته است. يكي از دلايلش اين است كه آن صفحه به شدت ديده مي شود و سايت نت برگ از همين فرصت هم براي ارائه آفر هاي ويژه خود در همان صفحه استفاده كرده است! آفر هايي كه در آن صفحه مشاهده مي كنيد ممكن است آفر هاي خيلي خاصي باشد.

همانطور كه در تصوير بالا هم ديديد كلمه trend در URL آن صفحه مشاهده مي شد. قطعا اين كارها دلايل خاصي دارد كه نت برگ از آن ها استفاده كرده است.

 

آيا اين روش تبليغاتي اخلاقي است؟

همانطور كه گفتم در جنگ بازاريابي هيچ چيزي جلو دار رقبا نيست! از هر روشي كه فكر مي كنند پيروزشان مي كند استفاده مي كنند. مسلما توي دعوا حلوا پخش نمي كنند. بعضي ها هم اين روش ها را قبول ندارد و اين كارها را اخلاقي نمي دانند كه از نظر من ربطي به اخلاق ندارد. همچنين از نظر قانوني هم اين نوع تبليغات مشكلي ندارد.

در كشورهاي ديگر اين روش از تبليغات و بازاريابي جا افتاده است و ميان برند هاي مطرح دنيا چنين درگيري هايي پيش مي آيد. البته همانطور گه گفتم اين مسائل امري طبيعي است و به هيچ وجه نميشه گفت درگيري! رقابت از هر نوعي ممكن است ميان رقباي كسب و كار ها باشد.

تصوير زير مربوط به يكي از تبليغات كمپاني نيسان براي جديدترين مدل ماشينش يعني GTR است. اين تبليغ بسيار خلاقانه و تاثير گذار بوده است. طوري كه مورد توجه بسياري از افراد قرار گرفته است.

تبليغ نيسان

در اين تبليغ، نيسان لوگوي ماشين جديدش را روي يك ساتور قرار داده است. از آن طرف لوگوي رقيب خودش يعني فراري را روي يك ظرف گوشت بسته بندي شده گذاشته است. زير لوگوي فراري نوشته شده است من اسب فراري را شقه شقه كردم. در واقع نيسان در اين تبليغ علنا گفته اسب فراري هيچ قدرتي در برابر محصول جديد من ندارد!

پس همانطور كه ملاحظه كرديد جنگ بازاريابي و در واقع تبليغات اين چنيني در همه جاي دنيا به ويژه ميان برند هاي معروف به چشم مي خورد. اين كه با سرو صداي زياد در كشور ما براي اولين بار ديده شده است خيلي جالب و عجيب بوده است.

 

نت برگ يا تخفيفان؟ كدام بهتر هستند؟

اين كه نت برگ بهتر است يا تخفيفان سوالي است كه نميشه به راحتي به آن پاسخ داد. به خاطر اين كه رقابت ميان آنها بسيار شديد است. از طرفي خيلي از دوستان اين دو سايت را مورد تحليل قرار داده اند و در ادامه در اين مورد صحبت مي كنم.

سايت تخفيفان با مديريت خانوم دانشور ادعا كرده كه اول است. يعني اينكه اول تخفيفان بوده و بعد نت برگ آمده. همين الان هم كه بخواهيد هويز دامين اين دو سايت را ببينيد متوجه مي شويد كه تخفيان اول بوجود آمده است با توجه به اينكه نت برگ هويز دامين خودش را قفل كرده است و نميشه فهميد دامين از چه سالي آنلاين شده است.

مسلما اگر نت برگ از اين قضيه ترسي نداشت هيچ وقت هويز دامين سايت خودش را قفل نمي كرد. البته با اين كار ممكن است به سئوي سايت خود هم لطمه اي وارد كند. با اين حال هر دو سايت اعلام كرده اند كه ما اول هستيم!

از طرفي زماني كه رتبه الكساي اين دو سايت را بررسي كنيد مي بينيد كه سايت نت برگ رتبه 62 ايران را از آن خود كرده است ولي سايت تخفيفان با اختلاف تقريبا دو برابري رتبه 112 ايران را در الكسا دارد. با اين حال ترافيك روزانه اين دو سايت خيلي از هم فاصله ندارد.

فكر نكنيد چون سايت نت برگ 2 برابر بيشتر از تخفيفان رتبه الكسا دارد ترافيك سايتش هم در روز دو برابر سايت تخفيفان است. نه به هيچ وجه! البته همانطور كه قبلا گفته بودم به هيچ وجه رتبه الكسا چيزي نيست كه بشود از طريق آن موفقيت يك سايت را تضمين كرد. شايد سايت نت برگ از طريق ترافيك مصنوعي يا تبليغات بي هدف توانسته است به اين جايگاه برسد.

 

 

در كل به هيچ وجه نمي توان گفت كدام يك بهتر از ديگري است. شايد فقط با برگذاري يك نظر سنجي فهميد كدام يك از آن ها بهتر هستند!

پيشنهاد ديگري از هميار وب : آيا در آينده آپارات جاي تلويزيون را خواهد گرفت؟

 

جمع بندي و سخن آخر

اين كه كي اول بوده يا كي رتبه الكساي بهتري دارد دليل بر خوب بودن آن نيست. در اين جنگ كسي برنده مي شود كه بتواند به مخاطبان خود  ثابت كند بهترين است. هر كدام كه بتوانند ديگري را از دور خارج كنند برنده اين جنگ هستند. حالا ممكن است از روش هاي اخلاقي و غير اخلاقي هم استفاده كنند.

به نظر مي رسد از اين به بعد آفر هاي بيشتر با درصد تخفيفات بيشتري را بايد از اين دو سايت ببينيم. به نظر من اين دو سايت بيشتر بايد روي آفر هاي ديگر استان هاي كشور كار كنند. همانطور كه در جريان هستيد بيشتر تمركز تا الان روي تهران بوده است و الان دوسالي است كه روي شهر هاي ديگر هم دارند مانور مي دهند.

به نظر من هر كسي كه بتواند از نقطه ضعف ديگري استفاده كند برنده است. اين نقطه ضعف مي تواند يك آفر خيلي خاص باشد. هر چه آفر هاي متنوع تر در موضوعات مختلف ارائه دهند مخاطبان بيشتري را مي توانند به سايت خود جذب كنند.

جالب است بدانيد بيش از 90 درصد كساني كه در نت برگ عضو هستند در تخفيفان هم عضويت دارند. پس از همين مورد ميشه فهميد رقابت بسيار بسيار شديد است.

اميدوارم از اين مقاله استفاده كافي را برده باشيد و بتوانيد از اين تكنيك هايي كه در اين مقاله مطرح شد در جنگ هاي بازاريابي احتمالي با رقباي خود استفاده كنيد.منبع : هميار وب

نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->

سالها پيش، وقتي شروع به مطالعه درمورد بازاريابي آنلاين كردم متوجه شدم كه بيشترين چيزي كه كاربران ايراني به آن نياز دارند مطالب و راهنماهاي عملي است. چيزي كه بتواند آنها را دقيقا با روش كار و برنامه ريزي براي بازاريابي تجارتشان آشنا كند. كاربران همه ميدانند كه بازاريابي محتوا چيست، اما خيلي ها دقيقا نميدانند كه چگونه بايد بصورت اصولي براي بازاريابي محتوا برنامه ريزي كرد.

هركس مطالب وبلاگ من را دنبال كرده باشد، ميداند كه اولويت من به اشتراك گذاري كار و نقطه نظراتم با مخاطبانم است. چيزي پنهان بين من و مخاطبم وجود ندارد. برعكس اعتقاد دارم به اشتراك گذاري اطلاعات كامل نه تنها باعث كمتر شدن سود و درآمد من نميشود، بلكه ارتباط من با مخاطبم را بهتر ميكند و فرصتهايي براي 2 طرف بوجود ميآورد.

پلن و استراتژي محتوا كه امروز با شما به اشتراك خواهم گذاشت در واقع در منابع انگليسي موجود است، اما مشابه آن را من در وب فارسي نديده‌ام. از آنجايي كه بك لينك فله‌اي و سئو ديگر كارآيي گذشته را ندارند، كاربران نياز دارند تا با استراتژي‌هاي عملي بازاريابي اينترنتي آشنا شوند. جاي خالي مطالب عملي واقعا احساس ميشود.

اين راهنما داراي 2 قسمت است. يك قسمت فريمورك آماده استراتژي بازاريابي محتوا كه در آخر مقاله ميتوانيد آن را دانلود كنيد و يك قسمت هم ۀآموزش و نحوه استفاده از اين فريمورك.

پس اجازه دهيد كه شروع كنيم…

اگر يك استارت آپ هستيد، تجارت آنلاين داريد و يا حتي يك وبلاگ نويس هستيد حتما با بازاريابي محتوا آشنا هستيد. امروز ديگر ضرورت استفاده از محتوا براي جذب مشتريان بالقوه و ساخت برند براي همه آشكار هست. بارها اين مساله را ديده‌ايم كه كسانيكه حتي محتواي ارجينال هم توليد ميكنند به هدف خود نميرسند، محتواي آنها در موتورهاي جستجو رتبه نميگيرد و در شبكه هاي اجتماعي كسي آن را نميبيند. در واقع شعله ور نميشود و حركت نميكند! كسي آن را شير نميكند و كسي درمورد آن گفتگويي نميكند.

اينكه چرا اين اتفاق مي‌افتد و گاهي اوقات حتي محتواي ارجينال هم نتيجه مورد نظر را نميگيرد طبعا به فاكتورهاي زيادي بستگي دارد. اما اگر بخواهم مهمترين آنها را بگويم، نداشتن يك استراتژي براي بازاريابي اينترنتي و بازاريابي محتواست. حالا معني اين كلمات قلمبه سلمبه “استراتژي” و اينجور چيزها چي هست؟ در ادامه به ساده ترين روش ممكن براي شما توضيح خواهم داد.

ببينيد، بازاريابي محتوا و بازاريابي اينترنتي هم مثل تجارت است. همانطور كه براي داشتن يك كسب و كار موفق ما نياز به يك هدف گذاري و برنامه مدون داريم كه هم وظايف، كارها و زمان بندي ها مشخص باشند و هم آخر هر ماه روند پيشرفت و پسرفت و نقاط قوت و ضعف كسب و كارمان را بررسي كنيم و براي حل مشكلات اقدام كنيم، براي بازاريابي اينترنتي خودمان هم به برنامه نياز داريم. در واقع داشتن يك برنامه و استراتژي محتواي مكتوب به ما براي پاسخ دادن به اين سوالات كمك خواهد كرد:

  1. براي چه كسي ميخواهيم بنويسيم؟ مخاطب ما كيست؟ نياز و مشكلات آنها چيست و چگونه ميتوانيم به آنها كمك كنيم؟
  2. به چه هدفي ميخواهيم برسيم؟ اهداف تجاري ما چيست؟ فروش بيشتر؟ ساخت برند و…
  3. منابع و بودجه ما چقدر است؟ چه منابعي در اختيار داريم؟ چند نويسنده داريم؟
  4. بازاريابي محتوا چگونه ميتواند براي رسيدن به هدف تجاري به ما كمك كند؟
  5. رقباي ما چه كساني هستند؟
  6. تفاوت ما با بقيه رقبا چيست؟ در چه كاري مهارت بيشتري داريم و منحصر به فرد هستيم؟
  7. نقاط ضعف و قوًت ما كجاست؟ بايد به كدام سمت و سو حركت كنيم؟

در حقيقت ما با داشتن يك برنامه، روند پيشرفت كارها را بررسي ميكنيم و براي آينده دوباره برنامه ريزي ميكنيم. در طول زمان كسب و كارمان را بهتر و بهينه تر ميكنيم. كارهايي كه بيشترين بازده و جواب را ميدهند شناسايي ميكنيم و كارهاي بدون بازده را از برنامه خود حذف ميكنيم.

بازاريابي محتوا و استراتژي بازاريابي محتوا

بازاريابي محتوا استراتژي توليد و انتشار محتوا است، محتوايي كه باعث افزايش اعتبار و ميزان اعتماد مشتريان به شما ميشود. راهي است براي ارتباط موثر و دوطرفه با مخاطب و ساخت گروهي وفادار از مخاطبان، مخاطباني كه اسم و برند شما را به گوش همه ميرسانند.

تفاوت بين “بازاريابي محتوا” و “استراتژي بازاريابي محتوا” از اسمش مشخص است. بازاريابي محتوا به خود عمل توليد محتوا به منظور بازاريابي و جذب مشتري گفته ميشود. امٌا استراتژي بازاريابي محتوا، پلن و برنامه مكتوب براي توليد محتواي هدفمند و همچنين تحليل بازدهي و بهينه سازي روند بازاريابي محتواست.

مساله را ساده ببينيد. شما تقريبا در زندگي براي اينكه بتوانيد هر كاري را با بهترين بازدهي انجام دهيد نياز داريد براي آن كار برنامه‌‎ريزي كنيد. اين موضوع خواه تجارت شما باشد، خواه شخصيت شخصي شما باشد، روابط احساسي شما باشد يا وزن كم كردن و داشتن بدني سالم و غيره…

با هدف گذاري و برنامه‌ريزي براي مديريت زمان، ميتوانيد به نتايج دلخواه خود برسيد. دقيقا تجارت و بازاريابي هم به همين صورت عمل ميكند. شما اهداف و برنامه هاي خود را مكتوب ميكنيد و نتايجِ به دست آمده را هربار بررسي و تحليل ميكنيد. اينقدر اينكار را تكرار ميكنيد تا به هدف خود برسيد.

 

پلن استراتژي بازاريابي محتوا و روش استفاده

فريم ورك استراتژي محتوا كه براي شما تهيه كرده‌ام يك مدل كامل است. در برخي شرايط شايد شما نياز به استفاده و پر كردنِ تك تك فيلدهاي آن را نداشته باشيد. در ادامه‌ مهم‌ترين قسمتهايِ پلن را همراه با آموزش براي شما خواهم گفت.

پلن را ميتوانيد توسط نرم افزار Microsoft Excel ويا docs.google.com اجرا كنيد. وقتي پلن را اجرا كنيد، اولين صفحه‌اي كه باز خواهد شد، صفحه‌ي برنامه استراتژيك است.

صفحه اول – برنامه استراتژيك

اين صفحه، صفحه اصلي پلن استراتژي محتواست. كه شامل هدف گذاري، چگونگي استفاده از محتوا براي بازاريابي اينترنتي، تحليل رقبا و غيره… ميباشد.

برنامه استراتژيك بازاريابي محتوا

از اهداف تجاري شروع كنيم. كمي صفحه را پايين بكشيد تا اهداف تجاري را ببينيد.

اهداف تجاري بازاريابي محتوا

مرحله اول – اهداف تجاري:

در برنامه‌ريزي، اولين و مهمترين چيز هدف گذاريست. بايد تصميم بگيريد چه چيزي ميخواهيد به دست بياوريد، قبل از اينكه تصميم بگيريد چگونه ميخواهيد آن را به دست بياوريد. پس در استراتژي بازاريابي محتوا ما با اهداف تجاري شروع خواهيم كرد. من بصورت گام به گام براي شما توضيح خواهم داد تا راحت تر مطلب را درك كنيد. در حاليكه برخي از اهداف ممكن است واضح و روشن باشند، برخي ديگر را شايد لازم باشد فعلا هدس بزنيد. در بازاريابي، گاهي لازم است هدسيات و ايده هاي خود را تست كنيد تا ببينيد كداميك بازدهي بهتري خواهند داشت.

توصيه ميكنم هدف گذاري و برنامه ريزي خود را انجام دهيد و حدود 3 تا 6 ماه آن را تست كنيد. سپس نتايج خود را بررسي و بهينه سازي كنيد. به اين ترتيب زمان لازم براي بررسي و تست كردن ايده هاي خود را خواهيد داشت.

تصميم بگيريد چگونه ميخواهيد از بازاريابي محتوا براي رشد تجارت خود استفاده كنيد.

اهداف تجاري > اهداف كسب و كار:

يك هدف كلي براي استراتژي محتواي خود در نظر بگيريد و آن را در قسمت “اهداف كسب و كار”بنويسيد؛ احتمالا هدف شما يكي از اهداف زير خواهد بود، پس يكي يا چندتا از آنها را انتخاب كنيد:

  • جذب ليد و مشتريان بالقوه براي ايجاد ارتباط‌هاي بعدي و تبديل آنها به مشتري.
  • فروش محصولات. كمك به تيم فروش براي فروش سريعتر محصولات.
  • بازاريابي. ايجاد علاقه به محصولات يا خدمات.
  • توسعه ويا تغيير افكار عمومي درباره برند يا محصولات شما.
  • ساخت گروه طرفداران براي تعامل با برند شما در شبكه‌ها و مكانهاي اجتماعي
  • خدمات پس از فروش. كمك بو رفع مشكل مشتريان براي استفاده كامل از محصولات شما
  • رهبري افكار. توسعه نام، اعتبار و تاثير گذاري بر صنعت كاري.

اهداف خود را بصورت واضح و دقيق بنويسيد

  1. در قسمت اهداف كسب و كار هدف اصلي خود را انتخاب كنيد و چندين هدف زيرمجموعه نيز بنويسيد.
  2. در فيلد تاثير بر كسب و كار، مشخص كنيد كه چرا ميخواهيد به آن هدف برسيد. جواب شما راهي مشخص براي رشد تجارتتان را مشخص ميكند و اينكه چرا و با چه انگيزه‌اي ميخواهيد اين كار را انجام دهيدو چه تاثيري بر تجارت شما خواهد داشت.
  3. در فيلد معيارها، هر راهي كه بتوانيد با آن وضعيت فعلي تجارت، ميزان فروش محصولات، ميزان بازديد از وبسايت شما و هر آماري كه وضعيت فعلي شما را مشخص كند را بنويسيد. ممكن است براي اينكار از يك نرم افزار تحليلگر مثل گوگل كمك بگيريد يا نرم افزار ارتباط با مشتري يا هر چيز ديگري.
  4. در ادامه و فيلدهاي بعدي شما نتايج بدست آمده را هر 3 ماه يكبار با نتيجه فعلي بررسي خواهيد كرد و خواهيد فهميد تلاش ها و استراتژي بازاريابي محتواي شما چگونه و چه تاثيري بر تجارتتان گذاشته.

مرحله دوم – استراتژي محتوا و مخاطبان هدف شما

قسمت استراتژي محتوا

كمي بالاتر از قسمت اهداف تجاري، قسمت استراتژي محتوا وجود دارد. تصميم بگيريد كه چگونه ميخواهيد از بازاريابي محتوا براي رسيدن به اهداف تجاري خود استفاده كنيد. چند شكل گرافيكي براي شما تهيه كرده‌ام كه روش هاي اصلي را پوشش ميدهند، اگر شما روش متفاوتي براي سايت خود داريد، آن را بنويسيد.

قسمت ترافيك مستقيم: جذب ترافيك از شبكه‌هاي اجتماعي و موتورهاي جستجو به وبلاگ – سپس از وبلاگ به صفحات فرود (توسط Call To Actionها).

ترافيك مستقيم

قسمت پيام‌هاي يكپارچه: جذب ترافيك از طريق شبكه‌هاي اجتماعي و وبلاگ براي عضويت در وبسايت شما.

عضويت

قسمت تمركز بر فروش: جذب ترافيك از طريق شبكه‌هاي اجتماعي و وبلاگ، ويدئو و پادكست ها به صفحات فروش محصولات.

 تمركز بر فروش

قسمت پيام اصلي

در سمت راستِ استراتژي محتوا قسمت پيام اصلي وجود دارد. در اين قسمت مخاطب هدف خود را انتخاب ميكنيد و دقيقا مشخص خواهيد كرد كه محتوا، خدمات يا محصولات شما چگونه به مشتريان كمك ميكند و مشكلاتشان را برطرف ميسازد.

قسمت مخاطبها: در خصوص نحوه پژوهش و انتخاب مخاطبان هدف مقالات بسياري نوشته شده. بصورت خلاصه بگويم كه هرچه مخاطبان و مشتريان خود را دقيق تر و بهتر بررسي كنيد، بهتر نتيجه خواهيد گرفت. در اين فيلد مخاطبان هدف خود را بنويسيد.

مخاطبها

مثال براي پر كردن فيلد مخاطب هدف

شرح ماموريت: محتوا و محصولات شما چه ارزشي به زندگي مخاطبانتان اضافه خواهد كرد؟ مخاطب با خواندن محتوا و استفاده از محصول شما چه تغييري در زندگي‌اش ايجاد خواهد شد؟ در اين قسمت بنويسيد. (هر چه اين قسمت ها را دقيق تر و صادقانه تر پر كنيد، برند بهتري خواهيد ساخت)

شرح ماموريت

مثال پر كردن فيلد شرح ماموريت

پيام يا سوال اصلي: مشتري با خواندن محتوا و استفاده از محصول شما چه سودي خواهد كرد؟ بنويسيد. همچنين چندين پيام ثانويه نيز براي خود در نظر بگيريد.

پيام اصلي

مثال – پيام اصلي

مرحله سوم – تحليل رقبا

در اين قسمت شما اسامي رقباي اصلي خود را خواهيد نوشت و يكبار ديگر كار آنها را تحليل خواهيد كرد. وبسايتشان چيست؟ چه ميكنند؟ روي چه موضوعاتي كار ميكنند؟ چه مينويسند؟ هر چند مدت يكبار؟  فاصله ما با آنها چقدر است؟ وغيره…

مرحله چهارم – عامل تفاوت

در بازارهاي پر جمعيت و رقابتي، كسب و كارهاي كوچك، براي اينكه بتوانند در صحنه رقابت باقي بمانند و اسمي براي خود دست و پا كنند، بايد متفاوت باشند و بصورت ويژه روي تفاوت خود تمركز كنند. اين يكي از مهمترين ويژگيهايي است كه يك كسب و كار نوپا بايد براي ساخت برند در يك بازار رقابتي از آن استفاده كند.

منظور از عامل تفاوت چيز خيلي خاص يا پيچيده‌اي هم نيست. بعنوان مثال فرض كنيد در حوزه كاري شما 3 شركت بسيار بزرگ با خدمات گسترده وجود دارد. اما شما پي ميبريد كه هيچكدام از آنها روي ارائه فقط يك سرويس خاص تمركز ندارد و به دليل بزرگي شركتشان وقت كافي با مشتريان نميگذارند.

شما ميتوانيد فقط روي يك خدمات ويژه بصورت حرفه‌اي و كامل تمركز كنيد و عامل تفاوت خود را گذراندن وقت بيشتر با مشتري و آموزش و ارتباط بهتر با آنها قرار دهيد.

عامل تفاوت

مثال – عامل تفاوت

مرحله پنجم – كانال بازاريابي

بالاي صفحه، قسمت كانال هاي بازاريابي قرار دارد. در اين قسمت مشخص خواهيد كرد كه چه نوع محتوايي را توسط چه كانالي ميخواهيد منتشر كنيد. مقالات را از طريق وبلاگ تان. ويدئوهايتان را از طريق سايت يوتيوب. محتواي روزانه يا مخصوص شبكه‌هاي اجتماعي را از طريف فيسبوك يا گوگل+ و غيره…

براي هر قسمت، توضيحات كامل و هدف مشخص كنيد. ميخواهيد مردم از شبكه‌هاي اجتماعي به وبلاگ شما بيايند؟ يا در يوتيوب آمار بازديد ويدئوهاي شما بالا برود؟ در فيسبوك لايك بيشتري داشته باشيد و غيره… همه را بنويسيد.

كانال بازاريابي

مثال – كانال بازاريابي

با پر كردن اين قسمت ها، شما صفحه اول پلن استراتژي بازاريابي محتواي خود را پر كرده‌ايد.

صفحه دوم – ايده‌ها (جمع آوري و نوشتن ايده‌هاي جديد براي توليد محتوا بصورت مستمر)

اگر وبلاگ نويس هستيد يا حتي سعي بر نوشتن كرده باشيد احتمالا مهمترين مساله براي شما اين است كه چه بنويسيد؟ مقاله‌ي بعدي شما در چه مورد باشد؟

خوب، بايد بدانيم كه كار يك نويسنده تنها نوشتن نيست. نويسنده بايد در طول روز ايده پردازي كند و بصورت مرتب ايده‌هاي خود را در دفترچه يادداشت خود بنويسد. تا در صورت لزوم از اين ايده ها براي مقالات خود استفاده كند. در مقاله فوايد وبلاگ نويسي در خصوص اين موضوع بيشتر توضيح داده ام.

در پلن استراتژي محتوا، قسمت ايده‌ها را به همين موضوع اختصاص داده‌ام. ايده‌هاي اصلي خود را در اين قسمت درج كنيد. مهم نيست كه حتما تمام جزئيات را وارد كنيد؛ در طول زمان آنها را ويرايش و اضافه خواهيد كرد.

ايده

عكس صفحه‌ي ايده ها

نكته: براي اينكه بتوانيد ايده‌هاي بهتري براي مقالات خود داشته باشيد، 2 روش را توصيه ميكنم كه به شخصه از آنها استفاده ميكنم و ثابت شده هستند. يكي اينكه به دنياي اطراف خود توجه كنيد و بخوانيد. آگهي ها، روزنامه ها، صحبتهاي ديگران را بخوانيد؛ اگر به دنياي اطراف خود توجه كنيد ايده‌هاي زيادي به دست خواهيد آورد. لازم نيست اين ايده ها حتما به كار شما مرتبط باشند، گاهي اوقات ايده هاي نامرتبط را ميتوانيد به خوبي به كارتان ارتباط دهيد.

راه ديگر مطالعه و بالا بردن دانش است. هرچه بيشتر مطالعه كنيد و آگاهي خود را بالاتر ببريد، فكر شما بازتر خواهد شد و ايده هاي بيشتري براي نوشتن خواهيد گرفت.

صفحه سوم – برنامه سرمقاله

برنامه سرمقاله، قسمتي است كه شما و تيم نويسندگان، باهم برنامه توليد محتواي خود را بررسي ميكنيد و تصميم ميگيريد. با نگاه به عكس متوجه خواهيد شد چگونه بايد از اين قسمت استفاده كنيد. زمانيكه استراتژي و اهداف خود را كامل كرديد، نوبت به تصميم گيري در خصوص اين است كه چه محتوايي نياز است چاپ شود، در چه تاريخي و به چه هدفي بايد چاپ شود.

سرمقاله

صفحه برنامه سرمقاله

اگر يك شركت و يك تيم توليد محتوا داريد، سردبير بخش توليد محتوا به همراه نويسندگان ميتوانند اين قسمت را تنظيم كنند. و يا حتي خود شما به تنهايي ميتوانيد اين كار را انجام دهيد.  هدف اين است كه از ميان كلمات كليدي انتخابي خود، ايده هاي خود و بررسي روند بازاريابي خود محتواي مورد نياز را انتخاب كنيد و اهداف و محتواي مورد نياز براي برنامه هفتگي و ماهيانه بازاريابي محتواي خود را مشخص نمائيد.

صفحه چهارم – برنامه زماني بازاريابي

بعد از اينكه اهداف و برنامه‌هاي خود را بصورت كامل مشخص كرديد، نوبت اين است كه بصورت دقيق مشخص كنيد كه چه محتوايي، در چه روزي و توسط چه كسي بايد نوشته شود. برنامه زماني بازاريابي دقيقا به همين منظور تشكيل شده. در اين قسمت ميتوانيد برنامه يك ماه محتواي خود را تنظيم كنيد و تيم توليد محتواي خود را از اين برنامه مطلع نمائيد.

ميتوانيد براي هر نويسنده، يك رنگ خاص مشخص كنيد و فيلدها را بصورت رنگ بندي قرار دهيد، تا هر كسي بداند چه محتوايي را بايد تهيه كند.

 برنامه زماني بازاريابي

صفحه برنامه زماني بازاريابي

صفحه پنجم – تحليل سوالات و مشكلات

هر نوع تجارتي داشته باشيد، هدف اصلي شما بايد رضايت مشتريان و رفع مشكلات آنها باشد. اينكار هم به شما براي ايجاد يك گروه مشتريان وفادار كمك ميكند و هم باعث ميشود نقاط ضعف خود را بهتر بشناسيد و براي بهتر كردن آنها برنامه ريزي كنيد.

در بازاريابي محتوا، علاوه بر اين 2 فايده، سوالات و مشكلات مشتريان به شما براي گرفتن ايده هاي جديد براي توليد محتوا نيز كمك ميكند. كار با اين صفحه بسيار راحت و واضح است و نياز به توضيحات اضافه ندارد، كافيست نگاهي به آن بيندازيد تا همه چيز را متوجه شويد.

حالا ديگر نوبت شماست. نوبت اين است كه دست به كار شويد و از همين الان استراتژي بازاريابي محتواي خود را تهييه كنيد و شروع به توليد محتوا و جذب مشتري كنيد. به اميد خدا و موفقيت شما در تجارتتان.


 

دانلود فريمورك استراتژي بازاريابي محتوا

بعد از دانلود فريمورك آماده و رايگان استراتژي بازاريابي محتوا، لطفا اين مقاله را در شبكه هاي اجتماعي با دوستانتان به اشتراك بگذاريد و از ما نيز حمايت كنيد.

متشكريم! شما ميتوانيد فريمورك بازاريابي محتوا را از اين صفحه دانلود كنيد.

 

نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->

در مطلب قبلی گفتیم که امروز تکنولوژی ها سریع‌تر از حجم محتوا رشد کرده‌اند و عملاً دغدغه‌ی امروز دنیا، بیشتر از هر چیز دیگری محتواست. اما سوال اینجاست که روش‌های کسب درآمد از محتوا چیست؟ این مطلب، در عصر ایران منتشر شده است و اگر قبلاً آن را خوانده‌اید می‌توانید مستقیماً به سراغ نوشته‌های بعدی این سری بروید.

 

طبیعی است که تعداد روش‌هایی که می توان توسط آنها با استفاده از محتوا، درآمدزایی کرد، محدود و مشخص نیست و کاملاً تابع خلاقیت «خالق محتوا» است. اما در اینجا به برخی از متداول‌ترین شیوه‌های کسب درآمد از طریق محتوا می‌پردازیم.
در آینده به بررسی نقاط قوت و ضعف هر یک از این روش‌ها خواهیم پرداخت:
روش اول: فروش مستقیمدر این روش، محتوای تولید شده، قیمت‌گذاری شده و مستقیماً فروخته می‌شود. زمانی که مایکروسافت، هر نسخه از ویندوز خود را می‌فروشد، زمانی که یک ناشر، نسخه به نسخه کتاب‌های خود را می‌فروشد،‌ زمانی که یک «قالب گرافیکی وبسایت» یا یک کتاب الکترونیکی در اینترنت فروخته می‌شود، زمانی که برای دانلود یک نرم‌افزار موبایل، پولی را پرداخت می‌کنیم، یک محتوا به صورت مستقیم فروخته شده.

روش دوم: فروش حق اشتراک زمانی

در این شیوه، شما استفاده از محتوا را برای مدت معینی به طرف مقابل واگذار می‌کنید و او پس از پایان مهلت مقرر، امکان استفاده از محتوای شما را ندارد. به عنوان مثال، زمانی که یک آنتی ویروس، لیسانس یک ماهه یا یک ساله خود را به شما واگذار می‌کند. بسیاری از نشریات بزرگ دنیا نیز، به همین شیوه، فرصت دسترسی را به کاربر می‌دهند. مثلاً با پرداخت چند ده دلار، می‌توانید به آرشیو یک مجله بزرگ دسترسی داشته باشید و بلافاصله پس از مهلت مقرر، دسترسی شما به صورت کامل قطع می‌شود.

دقت کنید که «اشتراک مجلات کاغذی» که هم اکنون عرضه می‌شوند، عملاً از جنس فروش مستقیم هستند و در دسته اول قرار می‌گیرند. چون در دسته‌ی دوم، به محض پایان دوره مقرر، شما به محتوا دسترسی ندارید. کلوپ‌های فیلم که اشتراک ماهیانه یا سالیانه دارند نیز در این طبقه‌بندی قرار می‌گیرند.

روش سوم: فروش حق اشتراک بر اساس تعداد استفاده

برخی از بزرگترین آرشیو‌های مقالات تحقیقاتی دنیا از این نوع هستند. با پرداخت مبلغی مشخص، به شما اجازه می‌دهد هر زمان که خواستید هر مقاله‌ای را که خواستید دانلود کنید. اما پس از تعداد مشخصی دانلود کردن، دیگر به شما این فرصت داده نخواهد شد.

مشاوران تلفنی خانواده در بسیاری از کشورها، حق اشتراک از این نوع می‌فروشند. شما با پرداخت مبلغی پول، می‌توانید در مجموع، مثلاً چهار ساعت با آنها صحبت کنید. ممکن است این اعتبار را در یک تماس تلفنی یا طی دو سال، طی هشت تماس تلفنی نیم ساعته هزینه کنید.

روش چهارم: تبلیغات جانبی

ممکن است خود محتوا به صورت رایگان در اختیار همه قرار گیرد. اما از فضایی که در کنار آن قرار می‌گیرد، برای تبلیغ استفاده شود. سایت‌های خبری، عمدتاً بر اساس این مدل تولید محتوا، درآمدزایی می‌کنند.
محتوا به رایگان در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد اما فضای کنار صفحه، به خاطر بازدیدهای زیاد، به فضایی ارزشمند برای تبلیغات تبدیل می‌شود. بسیاری از نرم‌افزارهای رایگان موبایل هم اینگونه هستند.

روش پنجم: ترویج نام تجاری

درآمدزایی از این روش، مستقیم نیست. اما شکل آن تا حد زیادی به روش چهارم نزدیک است. به عنوان مثال، فرض کنید شما یک دفتر حقوقی دارید. بعید است تبلیغات مستقیم و کارت ویزیت و بروشور،‌ بتواند به سادگی برای شما مشتری ایجاد کند. اما فرض کنید یک دفترچه ده صفحه‌ای آماده کنید و سوالات حقوقی ساده مردم را که بیشتر از شما پرسیده می‌شود، در‌ آن بنویسید و پاسخ بدهید. حالا در صفحه‌ی آخر، توضیح کوچکی بنویسید که فلان دفتر حقوقی، برای ارائه خدمات مشاوره بیشتر در خدمت شماست.

این مطلب را هم بخوانید : 3 روش برای کسب درآمد از طریق تولید محتوا

این دفترچه بر خلاف بروشورهای تبلیغاتی دور انداخته نخواهد شد. حتی دست به دست هم خواهد شد. محتوا در این موارد لازم نیست همیشه مکتوب باشد. با وجود اینترنت، عرضه یک کتاب الکترونیک کوچک یا یک فایل صوتی یک ساعته رایگان هم می‌تواند به همان شیوه تاثیر داشته باشد.

تنها دو نکته باید مد نظر قرار داده شود:
نخست اینکه در چنین محتواهایی، بین هفتاد تا نود درصد محتوا باید کاملاً آموزشی و خالی از هر نوع تبلیغ باشد تا مخاطب احساس بد نداشته باشد.
دوم اینکه محتوا به حدی مفید باشد که دریافت کننده، آن را به دیگران منتقل کرده یا توصیه نماید.

روش ششم: محتوای ویروسی یا وایرال

این نوع محتوا معمولاً با دو هدف به کار گرفته می‌شوند: هدف اول که طبیعتاً غیر اخلاقی است، تخریب نام برندهاست. حتماً شما هم از این پیامها و پیامکها در شبکه های اجتماعی دریافت کرده‌اید که: «لطفاً اطلاع رسانی کنید. الان یک نفر در فلان شهر فلان محصول فلان شرکت را خورد و مرد!». معمولاً خبرهایی از این دست، اگر کمی هوشمندانه تنظیم شوند به شدت ویروسی هستند و به سرعت بین مردم پخش می‌شود. حتی اگر خبر تکذیب هم شود، هنوز خیلی‌ها معتقد باقی می‌مانند که «خبری بوده» و الان پنهان شده. شرکتها گاهی به تولیدکنندگان محتوا برای تولید این نوع متن‌ها پولهای قابل توجه می‌دهند.

هدف دیگر که دولت‌ها و شبکه‌های بزرگ خبری، دنبال می کنند، جعل خبرهای بی‌خاصیت برای اندازه‌گیری میزان نفوذ شایعه در شبکه تحت سیطره آنهاست. امروز بسیاری از مردم در غرب جهان بر این باورند که هر فرد در طول خواب یک سال خود، حدوداً هشت عنکبوت می خورد. کمتر کسی می داند که این شایعه از سال ۱۹۹۳ توسط فردی به نام لیزا هولست ابداع شد تا میزان نفوذ خبری در شبکه تار عنکبوتی ارتباطی مردم در آن سالها سنجیده شود. عنکبوت هم به شوخی به خاطر همین هدف انتخاب شده بود. وگرنه مورچه یا پشه، باورپذیرتر به نظر می‌رسید!
احتمالاً حدس می‌زنید که این تحقیقات برای چه نهادها یا سازمانهایی می‌تواند مفید باشد.

روش هفتم: استفاده از محتوا برای ایجاد رسانه‌های اجتماعی

حتماً شما هم مشاهده کرده‌اید که صفحه‌هایی در اینستاگرام یا فیس بوک یا سایر شبکه‌های اجتماعی وجود دارند که تعداد تعقیب کنندگان آنها – حتی در ایران – به صدها هزار نفر می‌رسد. این صفحه‌ها عملاً رسانه‌ای جدید بر بستر شبکه اجتماعی شده‌اند و خود می‌توانند به سادگی به تبلیغ و اطلاع رسانی مشغول شوند.

طبیعی است اینجا نیز مهم‌ترین نکته، استراتژی درست در تولید محتوااست. فرض کنید شما امروز، در یکی از شبکه‌های اجتماعی صفحه‌ای داشته باشید که حاوی نکاتی برای تربیت فرزند باشد. به سادگی می‌توان پس از چند ماه – اگر محتوا هوشمندانه تنظیم شود – صفحه‌ای با بیش از صدهزار تعقیب کننده داشت. حالا با خود فکر کنید که یک مجموعه که مهدکودکی خاص و تخصصی را ایجاد کرده، برای اینکه نام و توضیحات آن در این صفحه منتشر شود چقدر حاضر است پول بدهد؟
البته بدیهی است که سهم تبلیغات در هر رسانه‌ای از جمله این رسانه باید پایین بماند وگرنه اثربخشی و مخاطب خود را از دست خواهد داد. مثالهای از این دست در سطح ایران و جهان کم نیستند.

روش هشتم: ایجاد سایت‌هایی پر ترافیک با محتوای تخصصی

شبیه مورد هفتم را می‌توان در مورد سایت‌ها هم انجام داد. با توجه به ضعف شدید فضای وب – خصوصاً فضای وب فارسی – کافی است در مورد یک موضوع، مطالب متعدد بنویسید. مطالبی که «متعلق به شما بوده و کپی نباشد». به سرعت موتورهای جستجو سایت شما را در صفحه‌ی نخست قرار خواهند داد و پس از آن، می‌توان از همان صفحه استفاده تجاری کرده یا از محل تبلیغات آن، کسب درآمد نمود.

شاید برای شما جالب باشد که نویسنده این مطالب، یک بار مطلبی درباره «یادگیری زبان انگلیسی» در نوشته های شخصی‌اش منتشر کرد. بلافاصله پس از چند روز این نوشته در صفحه اول «گوگل» پدیدار شد و هنوز هم با جستجوی «یادگیری زبان انگلیسی» آدرس آن مطلب را مشاهده می‌کنید.

بدیهی است کسب و کار من، به یادگیری زبان انگلیسی ارتباطی ندارد. اما اگر داشت، الان بدون هرگونه تبلیغی می‌شد از همین موقعیت استفاده کنم. این نشان می‌دهد که در میان انبوه کسانی که کلاسهای زبان برگزار می‌کنند و هزینه‌های سنگین صرف تبلیغات می‌کنند، کمتر کسی حوصله به خرج داده تا چند پاراگراف، متن – بدون کپی برداری از دیگران – درباره‌ی زبان انگلیسی بنویسد!

در مورد تولید محتوا، می‌توان خیلی بیشتر حرف زد. آنچه خواندید، تنها مثال هایی ساده و ابتدایی بود تا تصویری شفاف‌تر از این حوزه به دست آید. به نظر می‌رسد برای جوانانی که تازه وارد بازار کار می‌شوند، تولید محتوا، یکی از کارهای تخصصی و کم هزینه‌ای است که در عین کم هزینه بودن، به دلیل ارزش بالایی که برای بازاریابی و تبلیغات شرکت ها داراست، میتواند درآمدزایی خوبی هم داشته باشد.


منبع : متمم

نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->

بسياري از كارشناسان حرفه اي كسب‌ و‌ كارهاي اينترنتي، بازاريابي رايانامه اي را يكي از بهترين روش‌هاي بازاريابي اينترنتي مي‌دانند. شما با استفاده از اين روش مي‌توانيد بدون صرف هزينه هاي بازاريابي، با مشتريان بالقوه خود در سراسر جهان ارتباط برقرار نماييد.

همانند ساير روش‌هاي بازاريابي، اين روش نيز داراي قوانين خاص خود مي‌باشد. در اين روش، قبل از هر چيز بايد به اندازه كافي نشاني‌هاي ايميل افراد را جمع آوري نماييد.

سپس به صورتي كه در اين مقاله توضيح داده شده است، اقدام به بازاريابي از طريق ايميل نماييد. نكاتي كه در اينجا توضيح داده شده است بخش عمده‌اي از مهارت‌هاي بازاريابي از طريق ايميل را به شما آموزش خواهد داد.

۱. شناخت خوانندگان

خوانندگان ايميل خود را بشناسيد. چه كسي را مي‌خواهيد با متن ايميل خود جذب كنيد؟ مطالب خود را به صورت خاص بنويسيد و بر روي خوانندگاني كه هدف اصلي شما هستند تمركز كنيد.

۲. داشتن هدف مشخص

انتظار داريد خوانندگان ايميل شما چه عملي انجام دهند؟ آمدن به يك سمينار علمي يا خريد يكي از محصولات يا خدمات شما؟ تا زماني كه يك هدف كاملاً واضح نداشته باشيد با ارسال ايميل وقت مردم را هدر ندهيد!

۳. رسيدن به ديد مشترك

به جاي استفاده از كلمات تشريفاتي، تصوير واضحي از آنچه كه مي‌خواهيد به خواننده منتقل كنيد، برايش ترسيم نماييد. بايد كاري كنيد كه خواننده ايميل، با شما به يك ديد مشترك برسد تا بتوانيد عمل مورد نظرتان را از او درخواست نماييد.

۴. كمك به تصميم‌گيري

بايد بدانيد كه خوانندگان ايميل شما شخصيتهاي متفاوتي دارند. اگر خوانندگان، افراد متخصصي هستند، به اندازه كافي اطلاعات تخصصي در متن نامه خود بگنجانيد تا آنها را در تصميم‌گيري ياري نمايد. مي‌توانيد چند نقل قول از افراد خبره، چند ويژگي برجسته و توضيحاتي در مورد مزاياي اصلي در ايميل خود قرار دهيد.

۵. اولين پيش‌نويس نامه

هنگامي كه اولين پيش‌نويس نامه خود را تهيه مي‌كنيد هرچه در دل داريد بيرون بريزيد. هر چيزي كه به ذهن‌تان مي‌رسد روي كاغذ بنويسيد. سپس برگرديد و قسمت‌هاي اضافي را حذف كنيد. قسمت‌هاي اضافي عبارتند از : اطلاعات غير اساسي، اطلاعاتي كه به طور مستقيم به بازار هدف شما ارتباط ندارد و اطلاعاتي كه در روند منطقي خواندن نامه وقفه ايجاد مي كند.

۶. جلب توجه براي تأثير گذاري بيشتر

قبل از نوشتن متن نامه  ابتدا يك جمله مختصر براي جلب‌توجه خواننده بنويسيد. اين جمله مختصر خواننده را جذب كرده و او را براي خواندن بقيه مطالب تحريك مي‌كند. همچنين براي وادار كردن او به كليك بر روي لينك مورد نظر قلاب‌هايي را براي گرفتن توجه خواننده در متن نامه بگنجانيد تا حس كنجكاوي او بيشتر شود . مثلاً : «اما صبر كنيد! اطلاعات بيشتري در اينجا بر اي شما داريم» يا «خوب، حالا قسمت شيرين ماجرا شروع مي‌شود».

۷. اطمينان از عملكرد صحيح

هنگامي‌كه نامه تهيه شده را دوباره خواني ميكنيد مطمئن شويد آنچه كه نوشته‌ايد، نتايج مورد انتظار را به همراه خواهد داشت. تا زماني كه مطمئن نشده‌ايد بر روي آن كار كنيد. فراموش نكنيد شما فقط يك شانس در اولين برداشت خواننده خواهيد داشت. پس موقعيت را از دست ندهيد.

۸. تحريك خواننده

يك تكنيك ساده در زمينه بازاريابي از طريق ايميل ارسال نامه هاي متوا لي با مضامين يكسان ولي با يك پاراگراف متفاوت جلب توجه كننده است . مثلاً اولين نامه را با اين عنوان ارسال كنيد “فقط ۶ كالاي ديگر باقي مانده است… به اولين خريدار كالاهاي باقيمانده يك عدد … هديه داده مي شود. “سپس پاراگراف مورد نظر را در نامه بعدي به اين صورت بنو يسيد “فقط ۳ كالاي د يگر باقي مانده است…” و به همين صورت كالاي خود را كمياب جلوه دهيد تا خواننده بر اي خريد از شما تحريك شود.

اين مطلب را از دست ندهيد:  نكاتي براي موفقيت در بازاريابي رستوران

۹. يادگيري مهارت بازاريابي

همواره به دنبال يادگيري مهارت عرضه محصول و ارائه پيشنهاد خريد كالايتان از طريق ايميل باشيد. داشتن مهارت بازاريابي از طريق ايميل براي هر كسي كه علاقمند به كسب و كارهاي اينترنتي است بسيار ضروري است.

۱۰. استفاده از نرم‌افزارهاي تخصصي ايميل

از نرم افزارهاي قوي و تخصصي براي ارسال ايميل استفاده كنيد. هرچند كه قابليت ارسال ايميل به صورت رايگان بر روي كامپيوتر شما وجود دارد اما اگر قصد بازاريابي الكترونيكي با استفاده از ايميل داريد توصيه مي‌كنيم حتماً از نرم افزارهاي تخصصي اين كار استفاده نماييد.

۱۱. به دست آوردن نشاني ايميل

يكي از مهم‌ترين مهارت‌ها، توانايي گرفتن ايميل بازديدكنندگان سايت است . اين كار اولين بخش پروسه بازاريابي الكترونيكي شما خواهد بود و در طراحي سايت خود بايد اولويت اصلي را به آن بدهيد. با هر ترفندي كه مي‌توانيد بازديدكننده را راضي كنيد تا آدرس ايميل خود را در اختيار شما قرار دهد. سعي كنيد بر ي آنها دليل قانع‌كننده‌اي بياوريد. مثلاً عضو‌يت رايگان براي دسترسي به مطالب رايگان و مفيد يكي از دلايلي است كه باعث مي‌شود ديگران ايميل خود را در اختيار شما قرار دهند.

۱۲. خبرنامه اختصاصي

حتماً يك خبرنامه اختصاص ي از طريق پست الكترونيكي در سايت خود داشته باشيد. با اين كار اولين قدم بازاريابي از طريق ايميل را برداشته‌ايد عنواني انتخاب كنيد كه در نگاه اول توجه خواننده را جلب كند . يكي از بهترين راه‌هاي افزايش فروش داشتن خبرنامه الكترونيكي و تبليغ كالاهاي جديد در آن مي‌باشد.

۱۳. خروج از عضويت

همواره در ايميل‌هاي خود اين امكان را به خواننده بدهيد تا در صورت نياز از عضويت در خبرنامه شما خارج شود . ممكن است خواننده علاقه‌اي به مطالب شما نداشته باشد. كاري نكنيد كه شخص مورد نظر هر روز بدون خواندن نامه شما، با عصبانيت آنرا حذف كند.

۱۴. نامه‌هاي تأثيرگذار

نامه‌هاي فروش خود را با يك عبارت يا جمله تأثيرگذار، محكم و قوي به پايان برسانيد. آن مي‌تواند يك پاداش رايگان، يك تخفيف ويژه، يادآوري يك مزيت مهم، آخرين فرصت سفارش‌دهي يا مانند آنها باشد.

۱۵. گردآوري آدرس ايميل

از هر جاي ممكن همواره به دنبال جمع‌آوري آدرس ايميل افرادي باشيد كه به موضوع سايت و كسب و كار شما علاقه‌مند هستند . هميشه فهرست خود را به روز كنيد و تا جايي كه امكان دارد به آن بيفزاييد.

۱۶. جوابدهي سريع

به تمامي نامه‌هاي الكترونيكي در سريع‌ترين زمان ممكن پاسخ دهيد. هيچ چيز مانند پاسخ ندادن به موقع، به نامه يك مشتري احتمالي، باعث از دست رفتن فروش نمي‌شود.

۱۷. سيستم دوره‌اي ارسال ايميل

يك سيستم اتوماتيك ارسال دوره‌اي ايميل براي خودتان داشته باشيد. ۹۹ درصد بازديدكنندگان در اولين بازديد از سايت شما خريد نمي‌كنند! آنها حتي در دومين بازديد هم اين كار را انجام نخواهند داد. براي فروش كالاي خود به آنها بايد بارها و بارها با آنها تماس برقرار سازيد. براي اين كار، يك سر ي ۷ تا ۱۰ تايي از ايميل‌هاي آموزشي در رابطه با موضوعات مورد علاقه كاربران تهيه كنيد. فراموش نكنيد كه در بين ايميل‌هاي آموزشي، نامه‌هاي فروش خود را نيز بر اي آن‌ها بفرستيد. بطور مثال اگر از يك دوره ۷ تايي استفاده مي‌كنيد ۳ نامه فروش نيز در بين آنها به صورت يكي در ميان ارسال كنيد. اين كار آميزه‌اي از اطلاعات مفيد و تبليغات براي گرفتن نتايج بهتر است . ارسال بيش از حد نامه‌هاي فروش، اعتبار شما را از بين خواهد برد و نبودن نامه‌هاي فروش در بين ايميل‌هاي آموزشي فروش محصولات شما را كم خواهد كرد.

اين مطلب را از دست ندهيد:  روش بازاريابي براي كسب‌و‌كارهاي كوچك با سرمايه كم

۱۸. نامه‌هاي شخصي

نامه‌هاي فروش خود از زبان خودتان بنويسيد نه يك شركت. شخصي بودن نامه‌هاي فروش تأثير بيشتري در خواننده ايجاد خواهد كرد. از نام افراد در موضوع نامه‌هاي الكترونيكي خود استفاده نماييد. اين كار باعث مي‌شود تا توجه آنها به سرعت جلب شود و براي خواندن نامه شما تحريك شوند.

۱۹. ارسال اتوماتيك ايميل

براي صرفه‌جويي در زمان براي بازاريابي يا تبليغات، كسب و كار آنلاين خود را مكانيزه و سيستم ارسال ايميل خود را اتوماتيك نماييد. بدين منظور از نرم‌افزارهاي «خود پاسخگو» و مانند آنها استفاده نماييد.

۲۰. استفاده از فضاي سفيد

براي جلب توجه بيينندگان پيام خود، از فضاي سفيد بيشتري استفاده نماييد. همچنين در “خط موضوع ” مي توانيد از فضاي خا لي بيشتري بين كلمات يا حروف استفاده نماييد.

۲۱. امضاي الكترونيكي 

در انتهاي تمامي ايميل‌هاي خود از يك امضاي الكترونيكي يكسان استفاده كنيد. مي‌توانيد از يك عبارت تأثير‌گذار و تبليغاتي در انتهاي ايميل‌هاي ارسا لي به عنوان امضاء مختص خود استفاده كنيد.

۲۲. يك راز جالب

بازارياب‌هاي موفق دائماً در حال گسترش راه‌هاي جديدي هستند تا اطلاعات بيشتري درباره مشتريان يا افراد مورد هدف خود بدست آورند . به تازگي يك راز جالب در اين زمينه كشف شده است! وب‌سايت‌ها به تنهايي منجر به ايجاد فروش مناسب نمي‌گردند. ايميل‌هاي دنباله‌دار بيشترين فروش را ايجاد مي‌كنند. اگر از بازارياب‌هاي حرفه‌اي كسب و كارهاي آنلاين بپرسيد آمارهاي وحشتناكي به شما خواهند داد. در اكثر وب‌سايت‌ها بين %۰.۰۵ تا %۰.۱ بازديدهاي سايت منجر به فروش مي‌گردد. يعني از هر ۱۰ هزار نفر بازديد‌كننده حدود ۵ تا ۱۰ نفر تبديل به خريدار مي‌شود! اما استفاده از ايميل‌هاي دنباله‌دار اين ميزان را به ۵ تا ۱۰ درصد افزايش خواهد داد.

۲۳. راههاي جمع‌آوري اطلاعات تماس افراد

راه‌هاي مختلفي براي جمع‌آوري اطلاعات تماس افراد وجود دارد. تعدادي از اين راه‌ها عبارتند از:

از بازديدكننده بخواهيد  هنگام عضويت در سايت براي دريافت اطلاعات كامل‌تر و برخورداري از امكانات گسترده‌تر، از طريق يك فرم اطلاعات تماس خود را در اختيارتان بگذارد.

از كاربر بخواهيد در يك نظرسنجي شركت كند و در صورت شر كت در نظرسنجي يك هديه رايگان به نشاني او ارسال خواهد شد. كاربر با كمال ميل اطلاعات تماس خود را براي شما خواهد نوشت! در كتاب ميهمانان سايت مي‌توانيد اطلاعات كاربر را دريافت كنيد.

داشتن خبرنامه اختصاصي يك راه مؤثر است.

دانلود نرم‌افزارهاي جالب يا كتاب‌هاي الكترونيكي رايگان را به شرط پر كردن يك فرم پيشنهاد دهيد.

با كمي تفكر مي‌توانيد راه‌هاي بيشتري براي دريافت اطلاعات افراد از طريق وب‌سايت پيدا نماييد.

منبع: مدير سبز

 

نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->

افزايش بازديدي كه موتورهاي جستجو مانند گوگل به سايت ما ارسال مي‌كنند در حقيقت يكي از فرصت‌هايي است كه ما مي‌توانيم در تجارت و يا كار خود از آن براي افزايش درآمد و فروش محصولات استفاده كنيم.

اما فكر كنيد اگر اين بازديدكنندگان تنها ۱ ماه از طريق موتورهاي جستجوگر به سايت ما وارد نشوند چه اتفاقي مي‌افتد ؟ آيا اين به معناي يك شكست براي ادامه فعاليت و رسيدن به هدف اصلي سايت فرضي ما نيست ؟

دلايل مختلفي وجود دارد كه موتور جستجو  گوگل ، رتبه سايت ما را در صفحه‌نمايش نتايج جستجو به كاربران اينترنتي كاهش دهد و همچنين گوگل پيج رنك سايت ما را كاهش دهد.

با آشنايي با اين عوامل مي‌توانيد از كاهش رتبه سايت خود جلوگيري كنيد.

 و يا درصورتي‌كه هم‌اكنون اين كاهش رتبه براي سايت شما اتفاق افتاده است راه‌حل‌هاي دقيق‌تري را براي افزايش رتبه سايت خود انتخاب كنيد. همچنين اين نوشته مي‌تواند اطلاعات خوبي را در اختيار افرادي قرار دهد كه در رشته بهينه‌سازي سايت براي موتورهاي جستجوگر ( سئو ) فعاليت مي‌كنند تا در بررسي و آناليز سايت‌هايي كه بهينه‌سازي آن‌ها را بر عهده‌دارند از دليل كاهش رتبه‌هاي ناگهاني باخبر شوند. در اين نوشته با ۱۰ دليل آشكارتر كاهش رتبه سراچه‌ها (وب‌سايت‌ها) و وبلاگ‌ها آشنا مي‌شويم.

1. الگوريتم گوگل پاندا و ايجاد محتويات تازه براي سئو

گوگل از الگوريتم جديدي بانام گوگل پاندا براي تشخيص ارزش و تازگي محتويات صفحات سايت شما استفاده مي‌كند كه اخيراً وقتي از مت كات رئيس بخش مبارزه با اسپم موتور جستجوگر گوگل در توييتر سؤال پرسيده شد كه آيا گوگل پاندا هم‌اكنون صفحات فارسي‌زبان را نيز مي‌تواند آناليز كند جواب زير را دادند .

بله ، هم‌اكنون گوگل پاندا توانايي آناليز صفحات وب با تمامي زبان‌ها به‌جز كره‌اي ، چيني و ژاپني را دارا هست.

پس اگر از نوشته‌هاي سايت‌ها و وبلاگ‌هاي ديگر در به‌روزرساني سايت خود استفاده مي‌كنيد و اخيراً كاهشي را در تعداد بازديدكنندگاني كه گوگل به سايت شما مي‌فرستد احساس كرده‌ايد پس بايد بگوييم كه گوگل پاندا متأسفانه سايت شمارا به‌عنوان يك سايت كپي‌بردار شناسايي كرده است به همين خاطر نيز رتبه بسياري از صفحات سايت شما در بعضي از جستجوهاي پراستفاده از مثلاً رتبه ۳ يا ۴ صفحه اول نتايج به صفحه ۱۰ يا ۱۱ انتقال پيداكرده است ! بله ، گوگل خوشبختانه در اين مورد جديداً خيلي سخت‌گيرتر شده است و حتي اگر شما گزارش كپي‌برداري از روي سايت خود را به آن بدهيد در كمتر از ۲۴ ساعت رسيدگي مي‌كند.

2. تغيير الگوريتم‌هاي رتبه‌بندي

يكي ديگر از عوامل باعث كاهش رتبه سايت شما در گوگل مي‌شود تأثير الگوريتم‌هاي رتبه‌بندي به صفحات وب و تشخيص مرتبط بودن آن‌ها با كلماتي كه كاربران در اين موتور جستجوگر جستجو مي‌كنند .

تقريباً مي‌توان گفت به‌صورت هفته‌اي در حال به‌روزرساني است پس ممكن است در بعضي از به‌روزرساني‌ها سايت شما به دليل رعايت نكردن نكات خاصي در مورد طراحي استاندارد و بهينه‌سازي سايت براي موتورهاي جستجوگر امتيازهاي منفي دريافت كند و اين امر باعث كاهش رتبه سايت شما در بعضي از جستجوها و حتي به‌صورت كلي شود.

همچنين در بعضي از موارد ممكن است سايت‌ها و وبلاگ‌هايي كه به شما لينك داده‌اند در اين به‌روزرساني‌هاي الگوريتم رتبه‌بندي گوگل ، كاهش رتبه پيدا كنند كه اين نيز باعث كاهش رتبه سايت شما در SERP يا صفحات اوليه نتايج جستجوي گوگل مي‌شود.

3. پايان محبوبيت سايت شما در گوگل

با بررسي آمار و ارقام بسياري از سايت و وبلاگ‌ها و بر اساس گفته بسياري از مهندسين بخش جستجوي گوگل بسياري از سايت‌ها بعدازاينكه به پايگاه داده‌هاي گوگل راه پيدا مي‌كنند گوگل در رتبه‌بندي صفحات وب به آن‌ها امتيازهاي مثبت ويژه‌اي مي‌دهد كه اين امر كاملاً طبيعي است چون گوگل نيز مانند اكثر كاربران اينترنتي دنبال جديدترين‌ها است كه در عنوان اين بخش از كلمه ماه‌عسل براي اين دوره استفاده‌شده است. البته اكثر سايت‌ها بعدازاين دوره درصورتي‌كه بهينه‌سازي نشوند و از طرف كاربران نيز زياد موردتوجه قرار نگيرند در رتبه‌بندي‌هاي بعدي گوگل رتبه‌هاي واقعي‌تري به آن‌ها داده مي‌شود كه اين امر شايد باعث كاهش رتبه سايت شما شده است.

4. جريمه شدن سايت شما به علت استفاده از فن‌هاي سئو كلاه‌سياه

درصورتي‌كه براي افزايش رتبه سايت خود در موتور جستجوگر گوگل و افزايش تعداد كاربراني كه از اين طريق مي‌توانيد براي سايت خود كسب كنيد از فن‌هاي سئو كلاه‌سياه ( Black hat SEO ) مانند افزايش تعداد صفحات سايت خود با استفاده از اسكريپت‌هاي مخصوص ، افزايش غيرواقعي CTR ، افزايش تعداد كلمات كليدي مرتبط و … استفاده مي‌كنيد گوگل به‌راحتي اين فن‌ها را مي‌شناسد و ممكن است خيلي زود سايت شمارا جريمه كند و به‌طور كل سايت شما به كاهش رتبه چشم‌گيري محكوم شود.

5. رقص‌هاي گوگل و جابجا شدن نتايج جستجوها

در بعضي از اوقات و براي بعضي از كلمات كليدي ممكن است متوجه شده باشيد كه سايت شما مثلاً از رتبه اول نمايش داده‌شده در نتايج جستجو به رتبه ۵ نزول كرده است و ديگر سايت ها جاي شما را گرفته باشند. در اين صورت خيلي ناراحت نشويد چون گوگل در حقيقت دارد با اين كار خود ( رقص نتايج نمايش داده‌شده ) بهترين حالت ممكن براي رتبه‌بندي سايت ها را امتحان مي كند و در صورتي كه بازهم كاربران بر روي صفحات موجود در سايت شما كليك كنند در نتايجي كه گوگل در آن ها رقصيده است به زودي شما دوباره به رتبه اول براي آن كلمه كليدي باز مي گرديد و اين بار جايگاه مستحكم‌تري را براي سايت خود در نتايج جستجوي آن كلمه كليدي به دست آورده‌ايد.

6. مشكل‌هاست و سرورهاي سايت شما

اگر از هاست هاي بي‌كيفيت و با سرورهاي ضعيف استفاده مي‌كنيد ممكن است سايت شما در بسياري از روزها براي بازديدكنندگان به دليل مشكلات سرور سايت شما غيرقابل‌دسترس ( Down ) باشد و درصورتي‌كه گوگل متوجه شود باگذشت چند روز مشكلات خرابي سايت شما رفع نشده است به‌سرعت امتيازهاي منفي به سايت شما مي‌دهد كه اين باعث مي‌شود در رتبه‌بندي‌هاي بعدي سايت شما كاهش رتبه پيدا كند.

7. وجود لينك‌هاي شكسته در سايت شما

يكي ديگر از دلايل از دست دادن رتبه سايت يا وبلاگ در موتورهاي جستجوگر وجود لينك‌هاي شكسته ( خراب ) در سايت شما است. گوگل و ديگر موتورهاي جستجوگر همان‌طور كه مي‌دانيد از ربات‌هاي خود براي دنبال كردن لينك‌هاي موجود در صفحات وب و ثبت محتواي آن‌ها استفاده مي‌كنند و درصورتي‌كه اين ربات‌ها در سايت شما با لينك‌هاي روبرو شوند كه خراب باشند و با رفتن به صفحه مقصد خطاي ۴۰۴ ( وجود نداشتن صفحه مقصد ) اين عامل نيز يك امتياز منفي بزرگ براي سايت شما مي‌شود..

9. مشكلات موجود در فايل Robot.txt

از فايل Robot.txt مي توانيد براي راهنمايي ربات هاي موتورهاي جستجوگر و ديگر ربات ها استفاده كنيد و اگر مي خواهيد دسترسي آن ها را به بعضي از صفحات محدود كنيد بهترين راه حل استفاده از همين فايل در شاخه اصلي سايت خود ( مثل http:/mrsz.ir/robot.txt ) است. اما در بعضي از موارد به دليل دقت نكردن وبمسترها محتوياتي در اين فايل قرار مي‌گيرد كه ممكن است موتورهاي جستجوگر را از دسترسي به قسمت زيادي از سايت مربوطه منع كنند. پس در هنگامي‌كه متوجه كاهش رتبه سايت خود شديد حتماً سري به اين فايل بزنيد تا متوجه شويد توسط شما و يا ديگر اسكريپت‌هاي كه از آن ها استفاده مي كنيد در هاست خود تغييرات مضري در اين فايل ايجاد نشده باشد.

10. وجود كدهاي مخرب در صفحات سايت شما

بسياري از وب مسترهاي وب سايت به نكاتي مانند كاهش رتبه بعد از هك شدن سايت آن ها و … اشاره‌كرده بودند و در بيشتر اين موارد چيزي كه بعد از آناليز صفحات موجود در سايت آن ها متوجه شديم اين بود كه هكر يا برنامه مخربي كه سايت آن ها را هك كرده بوده است در بعضي از صفحات به كد قالب سايت مربوطه چند خط كد مخرب كه معمولاً براي سرقت اطلاعات شخصي افراد و يا لينك دادن به سايت خاصي است اضافه شده بود.

پيشنهاد مي كنم مقاله افت رتبه سايت شما در گوگل چه دلايلي دارد؟ را هم بخوانيد.

يكي از مهمترين دلايل كاهش رتبه سايت شما نيز در موتور جستجوگر گوگل مي تواند وجود همين كدهاي مخرب در صفحات سايت شما باشد كه گوگل در صورت متوجه شدن آن توسط ربات هاي خود يا به صورت كلي سايت شما را در صورت تعمير نكردن آن توسط شما از نتايج جستجو پاك مي كند و يا در ابتداي تشخيص اين مسئله در پايين نتايج جستجويي كه مرتبط با سايت شما است از عباراتي مانند “اين صفحه ممكن است به سيستم شما صدمه بزند” را نمايش مي دهد تا به كاربران اينترنتي نيز اين مسئله را خبر رساني كند و معمولاً كاربران با ديدن اين عبارات در پايين نتايج مرتبط با سايت شما بر روي لينك هاي سايت شما كمتر كليك مي كنند و خود اين مسئله باعث كاهش درصد CTR ( تعداد نمايش صفحات سايت شما در نتايج جستجو به تعداد كاربراني كه از اين طريق به سايت شما وارد شده اند ) سايت شما در موتور جستجوگر گوگل مي شود كه يكي از پيامدهاي اين موضوع كاهش كلي رتبه سايت شما است.

منبع : بهينه سازي وب

نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->

برندسازي شخصي يا پرسونال برندينگ، از جمله موضوعاتي است كه اين روزها خيلي رايج شده است. كمتر مشاوري را در حوزه مديريت و روانشناسي مي‌توانيد بيابيد كه در اين زمينه صاحب نظر نباشد.

بنابراين شايد مطرح كردن اين بحث از طرف كسي چون من، كه خود يك برند شخصي محسوب نمي‌شود، كاري جسورانه يا حتي نادرست تلقي شود. اما واقعيت را بخواهيد اگر چه طراحي برنامه هاي برندسازي شخصي كاري تخصصي است و از غيرمتخصصاني چون من برنمي‌آيد، اما تشخيص خطا در برندسازي شخصي، كار چندان دشواري نيست و گمناماني چون ما هم مي‌توانند در آن زمينه نظر دهند (دوستي دارم كه هميشه مي‌گويد: من هرگز نمي‌توانم بدون دستگاه و امكانات و تجهيزات كارگاهي، به تو اطمينان دهم كه ماشين تو سالم است. اما خراب بودن را هر غيرمتخصصي هم متوجه مي‌شود).

متاسفانه حوزه‌ي برندسازي شخصي، چه در زبان فارسي و چه در زبان انگليسي،‌ چندان غني نيست. منابع بسيار محدودي وجود دارند و آنها هم چندان قوي نيستند. اصولاً بايد كساني كه برند شخصي معتبري دارند درباره‌اش بنويسند و به نظر مي‌رسند كه چنان افرادي دوست ندارند به بهانه‌ي چنين موضوعي، شخصي‌ترين بخش‌هاي مربوط به الگوي رفتاري و برنامه ريزي خود را برملا كنند.

من فهرستي از برخي منابعي را كه در زبان انگليسي در اين‌باره منتشر شده، در انتهاي اين نوشته آورده‌ام. خودم هم يك بار چند دقيقه‌اي درباره‌ي برندسازي شخصي حرف زدم كه در آرشيو فايل‌هاي راديو متمم موجود است و شايد شنيده باشيد. اما در اينجا بيشتر مواردي را كه به چشمم خورده است، بدون تقدم و تاخر خاص و بدون هرگونه ادعايي در مورد صحت علمي و عملي آنها، صرفاً به عنوان نظراتي شخصي مي‌نويسم:

برندسازي شخصي و مقايسه آن با مفهوم شهرت

 قبل از هر چيز، بايد شهرت را از مقوله برندسازي شخصي تفكيك كنيم. شهرت مقوله‌ي جديدي نيست. از كهن‌ترين تمدن‌ها هم كه سراغ بگيريد، مشاهير مختلفي در آنها بوده‌اند و تنها اتفاقي كه در طول اين هزاران سال افتاده است، ريشه‌ها و دلايل كسب شهرت تغيير كرده‌ است. زماني در يونان باستان، خطيبان و سياستمداران معروف بودند. در امپراطوري روم، شهرت از آن فرماندهان جنگ بود. كساني كه مردم، عموماً آنها را به چهره نمي‌شناختند. اما نام آنها، تقدس و احترام به همراه داشت. كشيشان، مشاهير قرون وسطي بودند و دانشمندان و فلاسفه، عصر روشنگراني را به نام خود سند زدند. نويسندگان مطرح، در قرن اخير به باشگاه مشاهير پيوستند و پس از ظهور رسانه‌هاي جمعي تصويري مانند تلويزيون، نسل جديدي از مشاهير، به باشگاه صاحب نامان قديمي و دارندگان برند شخصي افزوده شدند.

به عبارتي، عموم كساني كه ما به عنوان صاحبان بزرگ برند شخصي مي‌شناسيم، مشاهير بوده‌اند كه به سبب شغل و موقعيت اجتماعي خود، مورد توجه عامه مردم قرار گرفته‌اند. برندسازي شخصي – لااقل آنطور كه در ذهن عموم ما شكل گرفته است – به روندي معكوس فكر مي‌كند. به اين معنا كه من شغل و موقعيت اجتماعي برتر، ندارم و احساس مي‌كنم كه با استفاده از برندسازي شخصي مي‌توانم در اين هياهوي شلوغ جامعه، قدي بلندتر از اطرافيان داشته باشم. تفاوت شهرت به معناي قديم آن و برندسازي شخصي به معناي جديد آن، چيزي شبيه تفاوت يك دختر قد بلند با دختري كوتاه قد است كه كفشي با پاشنه‌اي به ارتفاع خود، به پا مي‌كند.

اين معنا از برندسازي شخصي، صرفاً نظر من نيست. كافي است نگاهي به ويكي پديا و تعريف آن از برندسازي شخصي بيندازيد. كتابي كه به عنوان نخستين توجه به برندسازي شخصي معرفي شده، كتاب Think and Grow Rich ناپلئون هيل است كه مشخصاً خطاب به آدمهايي است كه هنوز در ابتداي مسير رشد و ثروت هستند. مقاله‌ي لر و ساليوان هم كه به عنوان مرجع معرفي شده، به اين نكته توجه دارد كه برندسازي شخصي چگونه مي‌تواند مسير شغلي ما را در آينده بهبود دهد. به عبارتي، ظاهراً مخاطب بخش قابل توجهي از متخصصان برندسازي شخصي، جامعه‌ي گمنام جوياي نامي هستند كه دوست دارند از برند شخصي به عنوان ابزاري براي پيشرفت و سكويي براي پرتاب به موقعيت‌هاي بالاتر استفاده كنند.

در اينكه بسياري از سياستمداران جهان و مشاهير هاليوود، مشاور برندسازي شخصي دارند شكي نيست. اما فكر نمي‌كنم آن چيزهايي كه ما در مورد برندسازي شخصي مي‌شنويم، همان چيزهايي باشد كه آنها مي‌شنوند.

چرا برندسازي شخصي، اخيراً به صورت گسترده مورد توجه قرار مي‌گيرد؟

به هر حال، با اطمينان نسبتاً زيادي مي‌توان گفت كه ظهور شبكه هاي اجتماعي در جهان و رواج تب آنها در ايران، يكي از ريشه هاي جدي شدن برندسازي شخصي بوده است. ضمن اينكه شبكه هاي اجتماعي رسانه هايي ارزان قيمت يا رايگان به نظر مي‌رسند و هر كسي فكر مي‌كند حالا كه رسانه اي در اختيار دارد، مي‌تواند به برندسازي شخصي فكر كند، انبوه اعداد و ارقامي كه با حضور در اين رسانه ها، به سمت ما هجوم مي‌آورند، انديشيدن به برند شخصي را جدي‌تر كرده است.

خلاصه اين مقدمه‌ي طولاني اينكه ظهور شبكه هاي اجتماعي، ارزان شدن رسانه، عددي بودن و امكان مقايسه كمي موقعيت خود با ديگران در شبكه هاي اجتماعي، از جمله مواردي محسوب مي‌شوند كه تب برندسازي شخصي را جدي‌تر از گذشته كرده‌اند.

در اين جا، با توجه به برخي از رايج ترين خطاهاي حوزه برندسازي شخصي، بر چند نكته تاكيد كنم:

* برندسازي شخصي به خودي خود، يك محصول و دستاورد نيست. بلكه لباسي است كه بر تن محصول و دستاوردهاي قبلي ما پوشانده مي‌شود. شايد فردي كه يك كسب و كار موفق دارد، بخواهد به برند شخصي خود فكر كند. شايد يك بازيگر يا كارگردان معروف سينما، در اين انديشه باشد كه مردم او را چگونه مي‌بينند يا او دوست دارد مردم او را چگونه ببينند. شايد يك فوتباليست به برند شخصي فكر كند و مثلاً اين سوال برايش مطرح باشد كه داشتن يك فروشگاه پوشاك ورزشي،‌ به تقويت برند و شنيده شدن نامش بيشتر كمك مي‌كند يا صرفاً كسب درآمد از يك برند شخصي است كه قبلاً ساخته شده. اساساً هركسي كه به صورت پيوسته روبروي مردم قرار مي‌گيرد يا مورد توجه رسانه هاست، طبيعي است به اين فكر كند كه چه تصويري از او در ذهن مردم شكل مي‌گيرد يا دوست دارد شكل بگيرد.

بايد بدني باشد تا برايش به دنبال لباسي بگرديم. اگر من تا كنون هيچ نوع سابقه‌ي كار و فعاليت جدي نداشته ام، نمي‌توانم با حضور در فيس بوك و اينستاگرام و شبكه هاي اجتماعي و پرداخت پول و خريدن صفحه در نشريات مكتوب، برندسازي كنم.

* برندسازي شخصي، نيازمند زمان زيادي است. مردم، عموماً به حرفي كه خود ما در مورد خودمان مي‌زنيم، چندان توجه نمي‌كنند. بلكه منتظر مي‌مانند تا ببينند ديگران در مورد ما چه مي‌گويند. من مي‌توانم اينجا ادعا كنم كه مشهورترين فرد ايران هستم! اما شما وقتي چنين ادعايي را باور مي‌كنيد كه از دوستانتان در مورد من بشنويد. مي‌توانم بگويم موفق‌ترين مشاور مديريت هستم. اما تا شما نام من را از زبان چند مدير موفق نشنويد، توجهي به ادعاي من نمي‌كنيد. خلاصه ماجرا اينكه برندسازي شخصي، در نهايت توسط ديگران انجام مي‌شود و نه خود ما.

آنچه كه فرد مي‌تواند در اين ميانه انجام دهد، شكل دادن به يك جامعه‌ي كوچك مرجع است. به معناي اينكه اگر من بازيگر خوبي هستم، تعدادي كارگردان وجود داشته باشند كه از كار من دفاع كنند و بخشي از جامعه هم در مورد كار حرفه‌اي من صحبت كنند. اگر پزشك يا روانشناس خوبي هستم، گروهي از مراجعه كنندگانم من را تبليغ كرده و از من دفاع كنند. اگر يك نويسنده هستم، خوانندگاني داشته باشم كه نخستين تيراژ من را بخوانند و از آن دفاع كنند.

جي كي رولينگ را رسانه‌ها رولينگ نكردند. اتفاقاً ناشران و رسانه‌ها، هميشه او را رد كردند. فقط وقتي مردم كتابش را خريدند و به ديگران توصيه كردند و تيراژ فروش بالا رفت  به ارقام ميليوني رسيد، رسانه‌ها تازه براي جلب مخاطب خود، به اين پديده توجه كردند. در ايران هم مثال از اين دست كم نيست.

همه اينها به آن معني است كه برندسازي شخصي، نيازمند زمان است. درست مانند كاشتن يك دانه و انتظار كشيدن براي اينكه رشد كند و قد بكشد. شايد بتوان با آب و خاك و غذا و نور بهتر، به رشد سريع‌تر اين گياه كمك كرد، اما نمي‌توان با فشار رسانه‌اي، يك دانه را ترغيب يا تشويق كرد كه يك شبه، به يك نهال واقعي ثمربخش تبديل شود.

* در برندسازي شخصي موفق، ابتدا مردم به سمت شخص مي‌آيند و نه اينكه شخص به سمت مردم برود. كافي است سري به دنياي اهل هنر بزنيد. كيارستمي يا اصغر فرهادي، كارشان را كردند. كارشان خوب بود. مورد توجه قرار گرفت. مردم به سراغشان رفتند و از آنجا به بعد، ممكن است مسئله برند براي آنها جدي شود. چه آنكه، كم نيستند مشاهيري كه برند شخصي را جدي نمي‌گيرند و زندگي خود را مي‌كنند و دغدغه‌ي آنها اين نيست كه مردم در مورد آنها چه فكر مي‌كنند و يا حضور رسانه‌اي آنها چگونه است.

احد عظيم زاده، بهروز فروتن، سليماني كاله و بسياري از كساني كه ما به عنوان مديران موفق كسب و كار مي‌شناختيم و مي‌شناسيم، كارشان را كردند. حالا كه در سمينارهاي مديريتي مختلف دعوت مي‌شوند و سخنراني مي‌كنند، ممكن است به برند شخصي خود فكر كنند. اثر يك نفر كه از يك برند شخصي دفاع مي‌كند بيشتر از صدها نفر است كه صاحب برند به سراغشان برود و از آنها بخواهد كه به او و كار او توجه كنند.

اين فلسفه را مي‌توانيد در جزئي‌ترين رفتارها هم مورد توجه قرار دهيد. از ميان صفحات اينستاگرام يا فيس بوك يا هر شبكه اجتماعي ديگر، شما وقتي به يك صفحه وفادار ميشويد كه خودتان آن را پيدا كنيد. اما آيا به روش رايج در ايران دقت كرده‌ايد؟ من حداقل پنج نفر را مي‌شناسم كه تقريباً هر هفته، تمام كساني را كه صفحه اينستاگرام من را فالو مي‌كنند، فالو مي‌كنند و حتي بعد از رد شدن درخواستشان، چون هيچ آماري ندارد كه چه كسي را فالو كرده‌اند، هفته‌ي بعد دوباره همين كار را تكرار مي‌كنند. در اين ميان، شايد كساني را پيدا كنند كه با آنها آشنا شوند و حتي به كار آنها علاقمند شوند. اما هرگز نمي‌توان چنين فردي را، با فرد ديگري مقايسه كرد كه به تلاش و جستجو يا به توصيه‌ي دوستانش، به سراغ صفحه‌ي آنها برود.

شبيه همين ماجرا در مورد ارسال پيامك و پيامهاي وايبري و ايميلهاي تبليغاتي هم وجود دارد. امروزه با توجه به گسترده بودن زيرساختهاي ارتباطي، ملاحظه‌ي حريم شخصي ديگران، عملاً به درك و شعور خودمان برمي‌گردد. چون ابزارهاي ارتباطي، آن ديوارهاي محكم و بلند سابق را به دور خانه‌هاي ما ندارند. هر نوع ارسال پيام يا ايميل يا پيامك به كسي كه صريحاً براي دريافت آن، تقاضا نكرده است، تجاوز به حريم ديگران است و نمي‌تواند به برندسازي منجر شود.

البته اين كار اگر چه براي برندسازي شخصي زيان‌بار است، همچنان مي‌تواند به عنوان مصداق خاصي از تبليغ مقبول باشد. اگر چه اين نوع خاص از تبليغ در زيرمجموعه  Interruption Marketing يا بازاريابي با ايجاد مزاحمت و وقفه در كار ديگران، طبقه بندي مي‌شود كه بهترين متد تبليغ نيست (اگر چه رايج ترين است).

البته ريشه‌ي اين ماجرا، به همان صبور نبودن باز مي‌گردد. چون كمتر كسي حوصله دارد يك يا دو يا سه سال بنشيند تا مردم او را پيدا كنند. اساساً اگر چنين حوصله‌اي بود، كاري كرده بود و مردم تا كنون پيدايش كرده بودند. اما در اين شيوه، فرد مي‌خواهد راه چند ساله را با چند شب بيداري در رختخواب وكليك كردن روي تك تك افراد جامعه، طي كند! كمتر كسي دقت دارد كه اين شيوه، با پخش تراكت در سر ميدان‌ها كه سالها پيش رواج داشت، هيچ تفاوت ماهوي ندارد.

* برندسازي شخصي با ايجاد يك تصوير رويايي ايده‌آل فرق دارد. برند شخصي وقتي تاثيرگذار است كه با واقعيت فرد، منطبق باشد. اگر من محمدرضا شعبانعلي، يك جمله حرف ادبي هم بلد نيستم بزنم، با انتشار متون ادبي و مقالات وزين و روخواني از نوشته‌هاي ادبي ديگران، به يك شخصيت فرهنگي مبدل نمي‌شوم. دير يا زود،‌ مردم مرا در جايي خواهند ديد و مي‌بينند كه من، در وصل كردن مسند و مسند اليه جمله هم، چه عذاب اليمي را متحمل مي‌شوم. اگر فردي عصبي باشم، نمي‌توانم چهره‌اي خونسرد و آرام از خودم ايجاد كنم. دير يا زود، فرصتي پيش مي‌آيد و مردم،‌ آن چهره را هم مي‌بينند و هيچ چيز براي مردم هيجان انگيزتر از اين نسيت كه تعارضي بين برند شخصي ساخته شده و واقعيت زندگي ببينند.

برندسازي شخصي، زماني اثربخش است كه خودم باشم و خودم را بپذيرم و آنطور كه هستم،‌ با همه قوت‌ها و ضعف‌هايم، روبروي مخاطب بايستم.

* برندسازي شخصي، با ايستادن كنار همه‌ي افراد صاحب نام و صاحب برند،‌ تفاوت دارد. كم نيستند كساني كه هر روز، با اين و آن عكس مي‌اندازند و منتشر مي‌كنند. امروز با اين حرف مي زنند و فردا با آن. شايد آقاي دوربين را كه زماني تلويزيون نشانش داد و حتي با او صحبت كرد به خاطر داشته باشيد. مرد مشترك همه‌ي عكس‌هاي معروف رسانه‌اي. او در همه‌ي تظاهرات و برنامه‌ها و مراسم‌، به دنبال دوربين مي‌گشت و به آن لبخند مي‌زد. امروز ماجرا كمي ساده‌تر شده. به لطف تكنولوژي، آن دوربين معروف را در موبايل جاسازي كرده‌اند و مشاهير را هم به هر حال همه جا مي‌توان يافت. در سمينارها، در جلسات، در هواپيما و رستوران. چنين مي‌شود كه انبوهي عكس سلفي و غيرسلفي با مشاهير منتشر مي‌شود. من هر روز در آغوش اين هستم و در پشت آن. با يكي دست مي‌دهم و از ديگري امضا مي‌گيرم.

جامعه مخاطب، در تعريف دقيق هويت يك برند شخصي، به برندهاي شخصي و تجاري ديگري كه به او مرتبط و متصل هستند و با او تداعي مي‌شوند، توجه دارد. اگر يك برند شخصي را در كنار هر فرد مربوط و نامربوطي ببيند، در بهترين حالت، او را با يك مجري برنامه تلويزيوني يكسان فرض مي‌كند. بگذريم از اينكه مجري‌ها هم اين روزها آموخته‌اند و هر كدام، سبك خاصي از برنامه ها را اجرا و هدايت مي‌كنند.

* به دست آوردن دل همه، با برندسازي شخصي تفاوت دارد. اين توصيه كه چنان با نيك و بد خو كنيم كه پس از مردن، مسلمان به زمزم شويد و هندو بسوزاند، در عمل مصداق‌هاي خيلي معدود و كمي داشته است. هر برندي هميشه مخالف دارد. من هميشه كسي مانند استيو جابز يا مانند اپل را مثال مي‌زنم كه حتي در ايران – كه هيچ فعاليت رسمي ندارد – يك برند مطرح محسوب مي‌شود.

در يك مهماني بنشينيد و ببينيد كه اپل و آيفون، چقدر فحش مي‌خورند و ناسزا مي‌شنوند. قاعدتاً – اگر واژه هاي استاد مطهري را به عاريه بگيرم – هر وقت «جاذبه‌اي» باشد، «دافعه‌اي» هم هست. از ميان برندهاي موبايل، به يك برند فكر كنيد كه نه مخالف دارد نه موافق (اجازه بدهيد من مثال نزنم!). به طور قطع مي‌توان گفت نامي كه به ذهن شما مي‌رسد صرفاً يك نام است و نه يك برند مطرح.

دوستاني كه هم زمان سنگ ولنتاين و سپندارمذگان را به سينه مي‌زنند، نه دل اينها را به دست مي‌آورند و نه آنها را. مدرن‌ترها، آن را باستان شناس تاريخي و حفار گورهاي كهنه مي‌دانند و طرد مي‌كنند و فرهنگ محوران پارس انديش هم، آنها را به عنوان گم شده در فرهنگ غرب، از خود مي‌رانند. خودشان مي‌مانند و دو شب به ياد ماندني! (مثالهاي ديگر از اين دست كم نيست).

بحث در مورد برندسازي شخصي، به اينجا ختم نمي‌شود. اگر علاقمند باشيد مي‌توانيد به كتابهايي مانند Me 2.0و Brand You و You Inc. و The brand called you وانواع كتابهاي ديگري كه در اين زمينه وجود دارد، مراجعه كنيد. اما خلاصه بحث همان استعاره‌اي است كه هميشه به كار مي‌برم. تخم مرغ از داخل كه رشد كند و بشكند، به يك موجود زنده مولد تبديل مي‌شود. از بيرون نمي‌شود به آن زياد فشار آورد. اگر بشكند، جز درست كردن نيمرو و پر كردن شكم ديگران، كاربردي نخواهد داشت.

منبع : روز نوشته هاي محمد رضا شعبانعلي

نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->

ترفندهایی که خیلی‌ها نمی‌دانند!
ژان بقوسیان

از سال قبل آموزش بازاریابی با اینستاگرام را آغاز کرده‌ام و چندین کارگاه تخصصی در این زمینه برگزار کرده‌ایم. در این شماره می‌خواهم چند ترفند ارزشمند را با شما دوستان همیشگی موفقیت در میان بگذارم.

روند انفجاری اینستاگرام

اگر اکانت اینستاگرام دارید، آیا اینستاگرام را بیشتر چک می‌کنید یا ایمیلتان را؟ روز به روز بازاریابی با ایمیل سخت‌تر می‌شود. البته منظورم این نیست که قدرتش را از دست داده یا باید کنار گذاشته شود. هنوز اصلی‌ترین روش ارتباط در بازاریابی اینترنتی همان ایمیل است. ولی اطلاع‌رسانی، جلب‌توجه مخاطب و بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی هر روز آسان‌تر می‌شود. دلیل آن است که رسانه‌های اجتماعی برای مخاطب خیلی بیشتر از سایت ما یا حتی ایمیل شخصی جذاب است.

جای هیچ شکی نیست که اینستاگرام توانسته رتبه اول را در تمام رسانه‌های اجتماعی موبایل به خود اختصاص دهد. اینستاگرام بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر دارد که بیش از ۲۰۰ میلیون از آن‌ها کاملا فعال هستند. یعنی مطالب جدید را می‌بینند. جالب است بدانید هم‌اکنون بیش از ۲۰ میلیارد عکس در اینستاگرام وجود است، یعنی تقریبا به ازای هر فردی که روی کرده زمین زندگی می‌کند ۳ عکس وجود دارد!

اگر بتوانیم از اینستاگرام درست استفاده کنیم و ترفندهای‌ آن را بدانیم به راحتی می‌توانیم برندمان را محبوب‌تر کنیم و همچنین محصولات و خدمات را بفروشیم. شما حتی اگر سایت نداشته باشید باز تا حدی می‌توانید از روش‌های بازاریابی با اینستاگرام استفاده کنید. اگر فرصت بازاریابی با رسانه‌های اجتماعی را از دست بدهید، یک ابزار تبلیغاتی رایگان و بسیار قدرتمند را کنار گذاشته‌اید.

هنگامی که تعداد فالوورهای اینستاگرام سایت مدیرسبز حدود ۱۰۰۰ نفر بود، حدود ساعت ۸ عصر پنجشنبه یک کوپن تخفیف در اینستاگرام گذاشتم و نوشتم فقط تا ۲۳:۵۹ امشب. یعنی آن کوپن فقط برای ۴ ساعت معتبر بود. فقط در آن ۴ ساعت چند میلیون تومان فروش ایجاد شد. اگر همین کار با ایمیل انجام می‌شد قطعا به این سرعت نتیجه نمی‌داد. برای دیدن این مورد واقعی می‌توانید در اینستاگرام modiresabz را جستجو کنید.

اگر میزان کل فروش را به تعداد دنبال‌کننده‌ها تقسیم کنیم می‌بینیم در این مورد خاص مالی هر فالوور حدود ۴۰۰۰ تومان می‌شود. یعنی هر دنبال‌کننده برایمان می‌تواند ۴۰۰۰ تومان فروش ایجاد کند. بنابراین حتی ارزش دارد بر تبلیغاتی سرمایه‌گذاری کنیم که نتیجه آن افزایش تعداد هواداران ما شود.

مدل‌ جدید بازاریابی اینترنتی که روز به روز در حال رایج شدن است، هدایت افراد سایت به رسانه‌های اجتماعی است. پس از آنکه بازدیدکننده دنبال‌کننده یکی از رسانه‌های اجتماعی شد، به او دسترسی داریم و می‌توانید پیام‌های بازاریابی را از این طریق برایش ارسال کنیم.

این مطلب را از دست ندهید:  10 روش خلاقانه برای افزایش فالوور اینستاگرام

در ادامه به بررسی ۷ ترفند می‌پردازیم که می‌تواند عملیات بازاریابی شما را در اینستاگرام بهبود بخشد.

بازاریابی با اینستاگرام بازاریابی با اینستاگرام 7 ترفند بازاریابی با اینستاگرام InstagramMarketing

 

 

۷ ترفند بازاریابی با اینستاگرام

۱. استفاده بهتر از آدرس سایت در پروفایل

در اینستاگرام شما می‌توانید آدرس وب‌سایت را در پروفایلتان وارد کنید. اگر وب‌سایت ندارید بهتر است آن قسمت را خالی نگذارید. مثلا می‌توانید آدرس پروفایل لینکدین خود را وارد کنید. اگر سایت دارید بهترین حالت آن است که به جای وارد کردن آدرس صفحه اصلی سایت، افراد را به صفحه فرود خود هدایت کنید. صفحه فرود صفحه‌ای است که در آن ایمیل مخاطب را دریافت می‌کنید و به ازای آن یک هدیه به او می‌دهید. هدیه می‌تواند یک کتاب الکترونیکی رایگان، آموزش صوتی، فیلم یا هر اطلاعات جذاب دیگر باشد.

۲. ایجاد توقف بر عکس‌ها

از عکس‌هایی استفاده کنید که باعث کنجکاوی شود. اگر عکس‌هایی بسیار معمولی و حتی با کیفیت عالی منتشر کنید هیچ انگیزه‌ای برای توقف بر عکستان ایجاد نمی‌کنید. افراد اغلب با عکس‌های زیادی مواجه هستند و تنها چیزی که باعث توقف بر یک عکس خاص می‌شود حس کنجکاوی است. برای ایجاد کنجکاوی روش‌های زیادی وجود دارد. مثلا می‌توانید از یک محصول از فاصله‌ای بسیار نزدیک عکس بگیرید که به راحتی قابل حدس زدن نیست. ایده دیگر گرفتن عکس از زاویه‌ای نامتداول است. کمی وقت بگذارید و بر خلاقیت عکس‌ها کار کنید و ببینید چقدر بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرند.

۳. نوشتن توضیحات پروفایل برای فالو شدن

در بخش توضیحات پروفایلتان که Bio نامیده می‌شود بدیهیات و موارد کلیشه‌ای ننویسید. همچنین از خودتان و کسب‌و‌کارتان تعریف نکنید. بلکه فقط بر پاسخ یک سوال متمرکز شوید. چرا دیگران باید شما را فالو کنند؟ مهم‌ترین مطلبی که باعث فالو شدن شما می‌شود ارائه دلیلی قانع‌کننده برای این کار است. در واقع خیلی واضح بگویید که با فالو کردن شما چه مزیتی به دست می‌آورند.
مثال نامناسب: بزرگترین شرکت آموزشی در زمینه بازاریابی و مدیریت
مثال مناسب: با فالو کردن این صفحه با نکات و ترفندهای مدیریتی آشنا شوید و برای خرید از سایت کوپن‌های تخفیف دریافت کنید.

۴. ارائه کوپن تخفیف فقط در اینستاگرام

در صفحه اینستاگرام مدیرسبز چند تست انجام دادیم تا ببینیم بهترین راهکار برای هدایت افراد از اینستاگرام به سایت و ایجاد فروش چیست. فرض کنیم می‌خواهید برای اعضای اینستاگرام خود یک فروش ویژه بگذارید و ۲۰ درصد تخفیف بدهید. اعلام این موضوع که محصولات ۲۰ درصد تخفیف دارند جذابیت چندانی ایجاد نمی‌کند. بهترین کار آن است که یک کوپن تخفیف ۲۰ درصدی به صورت کاملا انحصاری در اختیار دنبال‌کنندگان شما در اینستاگرام قرار دهید. در سایت و جاهای دیگر هیچ صحبتی از این تخفیف نکنید.


۵. ارائه مطالب انحصاری

یکی از کارهای بسیار اشتباه که توسط بسیاری از بازاریایان اینترنتی انجام می‌شود، انتشار تمامی پست‌ها در تمام رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی است. یعنی فرض کنید شما یک فروش ویژه دارید. این مطلب را در فیس‌بوک، اینستاگرام، لینکدین و … اعلام می‌کنید. پس از مدتی کاربران می‌بینند که رسانه‌های اجتماعی شما کپی همدیگر هستند. بنابراین به این نتیجه می‌رسند که لزومی ندارد تمام آن‌ها را دنبال کنند. کافی است گاهی به یکی از آن‌ها نگاهی بیندازند. البته گاهی لازم است مطلبی را در تمام رسانه‌ها منشتر کنید، ولی در هر رسانه مطالب اختصاصی هم داشته باشید.

۶. تغییر ماهانه عکس پروفایل

عکس پروفایلتان را ماهی یک بار عوض کنید! شاید این مورد کمی عجیب به نظر برسد، ولی این کار باعث می‌شود از دید اینستاگرام کاربر فعال‌تری محسوب شوید. هرچه کاربر فعال‌تری باشید، عکس‌های شما در نتایج جستجوی اینستاگرام جایگاه بهتری خواهد داشت و احتمال دیده شدن عکس‌هایتان و فالو شدن شما بیشتر می‌شود.
شاید فکر کنید اکانت من کاملا تجاری است و مثلا لوگوی شرکت را به عنوان عکس پروفایل قرار داده‌ام. چگونه می‌توانم هر ماه آن را عوض کنم؟ با کمی خلاقیت این کار انجام‌پذیر است. می‌توانید به مناسبت‌های مختلف لوگو را کمی تغییر دهید. مثلا با شروع زمستان می‌توانید چند دانه برف به لوگو اضافه کنید. یا با شروع بهار زمینه لوگوی شما گل و گیاه باشد. حتی گاهی می‌توانید بر عکس پروفایلتان بنویسید: فروش ویژه!

۷. اول آموزش، سپس فروش

در اینستاگرام به آموزش بپردازید. شاید بلافاصله بگویید کار من آموزش نیست. مثلا فروشگاه لوازم اتومبیل دارم. حتی اگر لوازم اتومبیل می‌فروشید کار اصلی شما آموزش است. البته منظور از آموزش ارائه نکات و ترفندهایی درباره لوازم اتومبیل است. همچنین می‌توانید نکاتی را بگویید تا مخاطب با خواندن آن بتواند خرید بهتری انجام دهد. در آموزش‌ها توضیح دهید چگونه می‌توان تشخیص داد محصول کیفیت مناسبی دارد یا خیر. درواقع اغلب خریداران به کمک و آموزش نیاز دارند و ترجیح می‌دهند محصول را از کسی بخرند که آموزش بهتری می‌دهد. یکی از دلایل موفقیت دیجی‌کالا همین است. اغلی افراد برای کسب اطلاعات درباره محصول و مقایسه محصولات به سایت مراجعه می‌کنند، سپس به خریدار تبدیل می‌شوند.

 

منبع : مدیر سبز

نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->

افزایش ترافیک سایت قدمی ضروری در موفقیت اینترنتی است.

سایت شما در هز زمینه‌ای باشد، اولین چیزی که به آن نیاز دارید بازدید‌کننده است. بدون داشتن بازدیدکننده علاقه‌مندانی نخواهید داشت و در نتیجه فروشتان صفر خواهد بود!

با استفاده از ۸ روش زیر می‌توانید از همین امروز به افزایش ترافیک سایت و ایجاد ترافیک پایدار برای سایتتان بپردازید:

۱. موتورهای جستجو

اولین قدم بزرگ برای افزایش ترافیک سایت  این است که سایت خود را به تمام موتورهای جستوجو معرفی کنید و آن را طوری بهینه کنید که وقتی کسی کلمات کلیدی سایتتان را جستجو کرد جزو اولین نتایج جستجوی سایت‌هایی مثل گوگل باشید. همچنین سایت خود در تمام دایرکتوری‌ها و مرجع‌های آنلاین ثبت کنید. دایرکتوی‌ها یا فهرست‌ها سایت‌هایی هستند که سایت‌های دیگر را معرفی می‌کنند. برای یافتن سایت‌های دایرکتوری در گوگل عبارت «فهرست سایتهای فارسی» را جستجو کنید.

موتورهای جستوجوی معروف و مهم گوگل، یاهو و بینگ هستند ولی مطمئن شوید که سایتتان در موتورهای جستجوی غیر‌معروف دیگر هم ثبت شود چون تعداد سایت‌هایی که شما را در فهرست خود داشته باشند در رنکینگ موتورهای جستوجوی یاهو و گوگل تاثیر‌گذار است.

 

۲. استفاده از فروم‌ها یا انجمن‌ها

نوشتن مقالات در انجمن‌ها و جواب دادن به پست‌هایی که با کارتان مرتبط است روش بسیار خوبی برای مطرح کردن خودتان است. به‌سادگی با پاسخ دادن به سوالاتی که در فروم ها مطرح می‌شوند می‌توانید به‌راحتی بین علاقه‌مندان به‌عنوان یک متخصص در کسب‌و‌کارتان مطرح شوید. همچنین به سوالات رایج و نیاز‌های اصلی علاقه‌مندان پی خواهید برد. همچنین بررسی کنید که قوانین فروم به ‌شما اجازه بدهد که لینکی از خود را به‌عنوان امضا یا زیر‌نویس قرار دهید. اگر چنین است حتما از این فرصت استفاده کنید تا مردم با خواندن جواب‌‌ها و مطالب شما علاقه‌مند به بازدید از سایت شما شوند. این موضوع باعث افزایش ترافیک سایت شما می‌شود.

 

۳. از امضا‌ ایمیل استفاده کنید

یک امضای ساده با یک توضیح یک‌خطی در مورد مزایای اصلی خدمات خود تهیه کنید. این امضا را می‌توانید زیر هر ایمیلی که می‌فرستید قرار دهید. حتی می‌توانید ایمیل‌هایی با مطالب مرتبط تهیه کنید و با امضای خودتان پخش کنید. دقت کنید که این ایمیل‌ها وقتی دست‌به‌دست فوروارد شوند تعداد خیلی بیشتری از علاقه‌مندان تبلیغات‌ تان را خواهند دید. دقت کنید که احتمالا دوستان کسانی که به کارتان علاقه‌مند هستند و ایمیل فوروارد شده به دستشان می‌رسد نیز احتمالا به کارتان علاقه‌مند خواهند بود.

 

۴. وبلاگ‌ها

این روش افزایش ترافیک سایت هم درست مانند نوشتن مطلب و نظر دادن در فروم ها است. می‌توانید در وبلاگ‌های مرتبط نظر بدهید. بسیاری از وبلاگ‌نویسان از اینکه به‌عنوان مهمان در وبلاگشان مطلب بنویسید خوشحال می‌شوند. مزیت این روش نسبت به نوشتن مطلب در فروم ها این است که از اعتبار وبلاگ و نویسنده اصلی آن برای اعتبار بخشیدن و تایید خودتان استفاده می‌کنید.

 

۵. رسانه‌های اجتماعی

در تمام رسانه‌های اجتماعی معروف صفحه‌ای بسازید و مطالب مفید و ارزشمندی درباره کارتان منتشر کنید. در این صفحات تا حد ممکن به معرفی محصولان خود نپردازید. مطالبی بنویسید که مخاطبان شما از دیدن آن لذت ببرند. شاید بهترین کار انتشار مطالب آموزشی بسیار کوتاه باشد چون به سرعت به افزایش ترافیک سایت شما کمک می‌کند.

 

۶. تبادل لینک

تبادل لینک با سایت‌های غیر‌رقیب ولی مرتبط با کسب‌و‌کارتان یا مرتبط با بازار هدفتان می‌تواند منبع فوق‌العاده‌ای برای به‌دست آوردن ترافیک مفید باشد. در این روش هم شما و هم سایتی که با آن تبادل لینک می‌کنید بهره می‌برند. به سایت‌هایی درخواست تبادل لینک بدهید که رتبه آلکسای آن‌ها تقریبا با رتبه شما یکسان است. توقع نداشته باشید سایت‌های با رتبه بسیار بهتر از شما حاضر به تبادل لینک شوند.

 
۷. تبادل تبلیغ

از فضای تبلیغاتی سایت‌تان برای تبلیغ سایت دیگری استفاده کنید و از آن سایت بخواهید که تبلیغ سایت شما را در سایت خود قرار دهد. این کار چیزی شبیه تبادل لینک است ولی به جای لینک احتمالا یک بنر تبلیغاتی رنگارنگ را تبادل می‌کنید.

 

۸. انتشار مقاله

مقاله‌های کوتاه یا چند‌صفحه‌‌ای بنویسید و در بخش منابع و «درباره نویسنده» توضیحاتی در مورد خودتان و لینکی به سایت خود درج کنید. این مقالات را بسته به طول مقاله به سایت‌های خبری، مجلات معمولی یا مجلات اینترنتی و یا به سایت‌های دانلود و پخش مقالات بفرستید. این مقالات علاوه بر افزایش بازدید‌کنندگان سایت، باعث شناخته شدن شما به‌عنوان یک متخصص در حوزه کاری مرتبط می‌شوند و احتمال خرید از شما افزایش می‌یابد. همچنین عده زیادی این مقالات را باز‌نشر خواهند کرد یا در سایت خود خواهند گذاشت که مقدار زیادی ترافیک و اعتبار مجانی برایتان به ‌همراه خواهد آورد.

منبع: مدیر سبز
نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا، از جمله واژه‌هايي هستند كه در سالهاي اخير به صورت گسترده در فضاي رسانه ها به كار گرفته مي‌شوند. در اين نوشته، قصد داريم مفهوم بازاريابي محتوا را شفاف‌تر كرده و مسير را براي درس‌هاي تخصصي كه در ادامه سري استراتژي محتوا مطرح خواهيم كرد، هموارتر نماييم.

با توجه به اينكه تاكنون به صورت پراكنده درباره بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا حرف‌هاي زيادي در متمم مطرح كرده‌ايم و از اين به بعد مي‌خواهيم به صورت زيربنايي و تخصصي به اين موضوع بپردازيم، در كنار هر يك از جملات و توضيحات، اگر قبلاً مطلبي را مطرح كرده باشيم، به صورت توضيح بيشتر: … لينك مربوط به آن را مي‌گذاريم تا دوستاني كه از اين نقطه با ما همراه شده‌اند، در پيگيري مطالب دچار مشكل نشوند.

اگر حدود پانزده دقيقه از وقت خود را در اختيار ما قرار دهيد، تلاش مي‌كنيم تا حد خوبي،‌ دلايل شگل گيري و جدي شدن بحث بازاريابي محتوا را مطرح كنيم. در درسهاي بعدي، مفهوم دقيق تر محتوا، نحوه اندازه گيري و ارزيابي محتوا و همينطور شيوه تدوين استراتژي محتوا را مرور خواهيم كرد.

 

آيا بازاريابي محتوا به كار من ربطي دارد يا اصلاً به درد من مي‌خورد؟

استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا از چه سخن مي‌گويند؟

اگر بپذيريم كه بازاريابي محتوا شيوه اي براي فروش است مي‌توانيم بگوييم كه هركس چيزي براي فروختن دارد، ميتواند به بازاريابي محتوا هم به عنوان يك ابزار و گزينه نگاه كند.

دقت داشته باشيد كه ما فروش را به معناي عام آن به كار مي‌بريم. همان تعبيري كه استيونسن مي‌گفت:

content-marketing-motamem

به عبارتي، همانطور كه يك توليدكننده چاي، تلاش مي‌كند چاي خود را به مشتريان بيشتري بفروشد و هر مشتري هم ميزان بيشتري از چاي او خريداري كند، يك نويسنده هم در حال فروختن كتاب خود به مردم يا به ناشر است و دوست دارد كتابش را به قيمت بيشتري و به تعداد خوانندگان بيشتري بفروشد.

حتي كساني كه اساساً هدفشان كسب ماديات نيست و به صورت غيرانتفاعي فعاليت مي‌كنند هم با اين معناي عام فروش فروشنده محسوب مي‌شوند.

به عنوان مثال، يك موسسه خيريه هم كه از كودكان سرطاني حمايت مي‌كند، درگير فرايند فروش است.

 اين موسسه، مي‌خواهد كه مردم، خريدار حرف‌ها و خواسته‌ها و خدماتش باشند. بنابراين تلاش مي‌كند مخاطبان خود را افزايش دهد و از هر كدام از مخاطبان خود هم، كمك و حمايت بيشتري دريافت كند.

حالا بياييد در يك سازمان، به مدير واحد پاسخگويي تلفني به مشتريان فكر كنيم.

عموم شركتها،‌ واحد پاسخگويي به مشتريان را چندان جدي نمي‌گيرند.

يا كم سابقه ترين و غيرمتخصص‌ترين كاركنان خود را به اين بخش مي‌فرستند.

عملاً مدير اين واحد هم مشكل فروش دارد. نه به معناي اينكه از واحدهاي ديگر پول بگيرد و خدمات ارائه دهد.

بلكه به اين معنا كه اعتبار اين واحد افزايش يافته، در جلسات رسمي سازمان، حرفهايش خريدار بيشتري داشته و نظرات اين واحد بتواند بر سياست‌هاي كلان سازمان، تاثيرگذار باشد.

با اين تعاريف، كافي است يك بار ديگر فكر كنيم و ببينيم كه من يا سازمان من چه چيزي را مي‌فروشد و بازاريابي محتوا قرار است به من براي فروش چه چيزي كمك كند؟

 

آيا توليد محتوا و بازاريابي محتوا، زيرمجموعه‌اي از دانش تجارت الكترونيك يا كسب و كار آنلاين است؟

اين روزها خيلي از مردم، وقتي لغت محتوا و بازاريابي محتوا را مي‌شنوند بلافاصله به محتواي ديجيتال فكر مي‌كنند.

اما محتواي ديجيتال اگر چه يكي از شكل‌هاي رو به رشد محتوا در دنياي امروز محسوب مي‌شود، تنها يكي از انواع محتواست. اگر شما يك نويسنده هستيد و كتاب منتشر مي‌كنيد، باز هم توليدكننده محتوا هستيد.

اگر شب هنگام، اوقات فراغت خود را با ارسال پيام و پيامك از طريق نرم افزارهاي مختلف مانند وايبر و واتزاپ و … مي‌گذرانيد، توليدكننده محتوا هستيد.

اگر معلمي هستيد كه در كلاس درس مي‌دهيد توليدكننده محتوا هستيد.

اگر مدير تضمين كيفيت يك شركت هستيد و دستورالعمل‌ها و فرايندها را تنظيم و منتشر مي‌كنيد،‌ توليدكننده محتوا هستيد.

اگر داستان‌هاي اخلاقي و مذهبي براي مردم تعريف مي‌كنيد و تلاش مي‌كنيد آنها را به زندگي بهتر هدايت كنيد، توليدكننده محتوا هستيد.

اگر فيلم ميسازيد توليدكننده محتوا هستيد.

حتي كسي كه قبض تلفن همراه چاپ مي‌كند يا فاكتور فروش يك فست فود را صادر مي‌كند، در حال توليد محتوا است.

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا چه كاربردي دارد؟

البته برخي شغل‌ها به طور مستقيم توليدكننده محتوا هستند و به بازاريابي محتوا فكر مي‌كنند و برخي ديگر، توليد محتوا را به عنوان فرايندي جانبي در كار خود تعريف مي‌كنند.

قاعدتاً يك جايگاه اختصاصي براي بنزين (به قول خودمان پمپ بنزين) توليدكننده محتوا به نظر نمي‌رسد.

اما اگر برگه‌اي به رانندگان بدهد و روي آن فهرستي ده گانه از مواردي كه مصرف سوخت خودرو را افزايش مي‌دهند نوشته باشد، به يك توليدكننده محتوا تبديل شده و احتمالاً به بازاريابي محتوا هم فكر مي كند.

بنابراين، بازاريابي محتوا را بايد به عنوان زيرمجموعه‌اي از حوزه بازاريابي در نظر گرفت تا حوزه‌ي تكنولوژي ديجيتال.

 

چرا متمم تا اين حد روي محتوا و استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا تاكيد مي‌كند؟

اجازه بدهيد به جاي اينكه براي شما از گسترش اينترنت و شبكه هاي ارتباطي و موبايل و لپ تاپ – كه قطعاً رويدادهاي مهمي محسوب مي‌شوند – بگوييم، به روندي كه طي چند هزار سال اخير شكل گرفته است نگاه كنيم:

ترسيم نقاشي روي ديوارهاي غار، نمونه‌اي از توليد محتواست

هنوز نمي‌دانيم كه چرا انسان اوليه بر ديوار غارها تصاوير مختلف ترسيم مي‌كرده است.

مستقل از اينكه آن تصاوير را براي زيبايي ترسيم مي‌كرده يا براي اينكه آنها را به عبادت بنشيند و يا اينكه پيامي از خود براي بازماندگان و آيندگان به جا بگذارد، به هر حال انسان اوليه، توليد محتوا را قبل از قسمت عمده‌اي از توليدات فيزيكي آغاز كرده است.

وقتي كه ارتباطات شكل گرفت، محتوا اين بار شكل پيام را به خود گرفت.

حالا محتوا فرستنده و گيرنده هم داشت و در يونان باستان، آنها كه در دو ماراتون پيروز بودند، حاملان پيامهاي مهم تلقي مي‌شدند.

انسان همچنان به توليد محتوا ادامه داد.

محتوا فقط تصويري زيبا بر ديواره‌ي غار يا يك پيام مهم سياسي نبود.

كبوتران نامه بر و تاريخچه توليد محتوا

جارچي‌ها، اولين توزيع‌كننده‌هاي رسمي محتواي خبري بودند و طبيعتاً چون استفاده از جارچي، به پشتوانه حقوقي و سرمايه مادي نياز داشت، پادشاهان تنها كساني بودند كه مي‌توانستند عرضه‌ي انبوه محتوا را در ميدان‌هاي شهر انجام دهند و به نوعي نخستين رسانه ها شكل گرفتند.

عصر چاپ و انتشار روزنامه‌ها، نسل بعدي عرضه محتوا را رقم زد.

حالا توليد محتوا به عنوان يك شغل، رسماً شكل گرفته بود و رسانه، معنا پيدا كرده بود.

البته هنوز بازاريابي محتوا به شكلي كه امروز شناخته مي‌شود رايج نبود.

روزنامه ها، خبر و گزارش منتشر مي‌كردند و صاحبان كسب و كار هم، در ازاء پرداخت پول، اجازه داشتند آگهي‌هاي خود را در آنها منتشر كنند.

شايد اگر بخواهيم كمي موشكافانه‌تر نگاه كنيم، روزنامه‌هاي دولتي آن زمان، به نوعي فلسفه بازاريابي محتوا را مي‌فهميدند.

روزنامه منتشر مي‌شد و با انواع محتوا، مردم را خوشحال و راضي و سرگرم مي‌كرد تا در لا به لاي آن،‌ دولتها هم بتوانند به تبليغ ايده ها و نظريات خود و به نوعي به بازاريابي خودشان و افكارشان بپردازند.

راديو نسل بعدي بستر توليد محتوا بود.

حالا صدا هم به انواع محتوا افزوده شده بود و تلويزيون به تدريج تصوير را هم وارد فضاي محتوا مي‌كرد.

در اين ميان روزنامه ها نقش خود را از دست ندادند.

مجله هاي تخصصي شكل گرفتند.

اين مجله‌ها كه به صورت هفته نامه و ماهنامه براي خانواده ها، پزشكان، ورزشكاران،‌ حقوق‌دانان و … منتشر مي‌شدند، ايده‌هاي جديدي را در بازاريابي محتوا به همراه آوردند.

پزشكان هوشمند آموختند كه به جاي آگهي تبليغاتي، مقالاتي آموزشي درباره مواجهه با بيماري‌ها بنويسند.

روانشناسان، يادگرفتند كه به جاي اصرار و التماس براي اينكه مردم به آنها پول بدهند و مشورت بگيرند، ستون پاسخ به سوالات، راه بيندازند و با لبخندي بر لب و چهره‌اي مهربان، آمادگي خود را براي پاسخگويي به سوالات مطرح كنند.

آنها مي‌دانستند كه خواننده‌ي مقالات، مشتري مطب‌ها و مراكز مشاوره آنها هم خواهد بود.

ماهواره‌ها نسل جديدي از بستر ارتباطي بودند كه رسانه‌هاي فراگير را شكل دادند.

حالا كشورهاي مختلف مي‌توانستند به بازاريابي در نقاط ديگر جهان فكر كنند.

از طرفي هزينه تاسيس شبكه‌هاي جديد كاهش يافته بود.

دغدغه‌هاي ارتباط بين فرهنگي هم بيشتر شد و حالا بازاريابي محتوا مي‌آموخت كه بايد بكوشد محتواي فراگير توليد كند.

هر جا هم كه چنين مسئله اي امكان پذير نيست، بسته به سليقه مردم محتوا بسازد.

مك دونالد و محتواي تبليغاتي براي كشورهاي اسلامي

مك دونالد آموخت كه محتواي تبليغاتي‌اش در كشورهاي مسلمان،‌ بايد در ماه رمضان رنگ و بوي اسلامي بگيرد و در غير اين صورت اثربخش نخواهد بود.

كشورها آموختند كه در محتواهاي توليدي خود براي نقاط دور جهان، تصويري خوش آب و رنگ‌تر از واقعيت خود را ترسيم كنند.

صنعت گردشگري آموخت كه توليد محتوا براي جذب توريست، چيزي فراتر از انتشار سفرنامه‌هاي جهانگردان قديمي است و حالا مي‌توان تيزرهاي تبليغاتي جذاب توليد و پخش كرد.

توليد محتوا به تدريج به يك دانش تخصصي‌تر تبديل شد.

حالا روزنامه نگاران قديمي، خودشان را اصحاب رسانه معرفي مي‌كردند.

توليد فيلم و موسيقي و كتاب و مقاله موفق، به تركيبي از انسان‌شناسي و روانشناسي و حقوق و بازاريابي و مديريت نياز داشت.

هزينه توليد محتوا بالا رفته بود و مردم ترفندهاي تبليغاتي را به خوبي آموخته بودند.

در اين ميان بازاريابي محتوا به شيوه امروزي آن، به تدريج در حال شكل گيري بود.

به تدريج اينترنت و دنياي وب شكل گرفت.

وب سايت‌ها ابزارهاي ارزان قيمت و اثربخش بودند كه هر شخص يا سازماني مي‌توانست با صرف بودجه و انرژي كمي، آنها را در اختيار خود داشته باشد.

فراگير شدن كاربران اينترنت، شكل گيري امكان نقل و انتقال پول در فضاي آنلاين، شبكه ‌هاي اجتماعيوگوشي‌هاي هوشمند، همه و همه باعث شدند كه محتوا مفهومي جدي‌تر پيدا كند.

عصر جديدي شكل گرفت كه توليد محتوا و بازاريابي محتوا و تدوين استراتژي براي عرضه محتوا، يكي از دغدغه‌هاي اصلي‌اش بود.

 

چه اتفاقي افتاده است كه شكل سنتي بازاريابي و تبليغات، به سمت بازاريابي محتوا حركت كرده است؟

اتفاقات زيادي در سالهاي اخير باعث شد كه روند و مسير حركت بازاريابي از بازاريابي سنتي به بازاريابي محتوا تغيير كند.

يكي از مهم‌ترين تغييرات، ايجاد احساس آگاهي و دانش در ذهن مشتريان بود.

حركت شكل سنتي بازاريابي و تبليغات به سمت بازاريابي محتوا

اگر مي‌گفتند خودرو بايد سه چرخ داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً درست است و اگر مي‌گفتند كف خودرو بايد از كف خيابان دو متر فاصله داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً اسراري در اين طراحي است كه ما نمي‌فهميم.

اما امروز، هر كسي كه در خيابان راه مي‌رود و خودرويي ديده است، خود را متخصص خودرو مي‌داند. مهم نيست كه بنز باشيد و آخرين مدل خود را توليد كنيد يا تويوتا باشيد و با سهم بزرگي از بازار جهاني، محصول جديد خود را روانه بازار كنيد.

مردم به سادگي نظر مي‌دهند: كاش بنز اين آپشن را هم اضافه مي‌كرد. تويوتا در طراحي پشت خودرو كم حوصلگي به خرج داده است! شركت … نبايد به سمت توليد خودروي SUV ميرفت. طراحي گيربكس فلان شركت ضعيف است!

شبيه همين ماجرا را مي‌توانيم در مورد گوشي‌هاي موبايل هم مثال بزنيم.

مهم نيست اپل باشيد و در صنعت خود پيشرو باشيد.يا اينكه استيو جابز باشيد و مرده باشيد! هر كسي كه يك بار گوشي موبايل در دست گرفته است، معتقد است كه اگر استيو جابز را ديده بود و نصيحت‌هاي خودش را مطرح مي‌كرد، الان اپل خيلي موفق‌تر بود!

واقعيت اين است كه اگر نسبت دانش به پيچيدگي محصول را در نظر بگيريم، مشتريان موبايلهاي قديمي نوكيا كه نقش گوشتكوب را هم ايفا مي‌كرد، دانش بيشتري نسبت به موبايل خود و قابليت‌هايش داشتند تا كسي كه امروز يك گوشي هوشمند مدرن با سيستم عامل اندرويد يا iOS خريداري مي‌كند.

اما اينها دليل نمي‌شود.

مشتري امروز، به خاطر اطلاعات زيادي كه در اختيار دارد، معتقد شده است كه دانش و تخصص بيشتري هم دارد و به همين دليل، به سادگي سابق، با چند بيلبورد و تيزر تبليغاتي عمومي متقاعد نمي‌شود. او خودش را صاحب نظر مي‌داند يا در اطرافش، كساني را مي‌شناسد كه آنها را صاحب نظر مي‌داند.

حالا اگر شما مي‌خواهيد محصول جديدي عرضه كنيد، بايد مدتها در گوش مشتري، داستان‌هاي مختلف تعريف كنيد و برايش حرف بزنيد تا او بيشتر ياد بگيرد و در نهايت، وقتي خودش به عنوان كارشناس محصول و خدمت شما را ارزيابي مي‌كند، تصميم به خريد آن بگيرد!

ظهور عرضه كنندگان ارزان قيمت، اتفاق ديگري بود كه قواعد بازي را تغيير داد. تقريباً هر محصولي كه توليد كنيد مي‌بينيد كه چيني‌ها چيزي شبيه آن را به قيمتي ارزان‌تر توليد كرده‌اند.

توسعه تكنولوژي به كاهش قيمت تمام شده منتهي شده و اكنون ارزان‌ترين محصولات هم، در بسياري از قابليت‌ها با محصولات گرانقيمت، مشابه هستند.

قدرت تفكيك چشم انسان از قدرت تفكيك صفحه نمايش موبايل‌ها كمتر است و تفاوت كنتراست تلويزيون‌ها را به خوبي نمي‌فهمد.

گوش ما در شنيدن و تفكيك صدا در مقايسه با كيفيتي كه سيستم‌هاي صوتي امروزي دارند بسيار ضعيف است و ديگر به سادگي نمي‌توان ادعا كرد كه كيفيت فلان سيستم صوتي تفاوت فاحشي با متوسط سيستمهاي صوتي موجود در بازار دارد.

پارچه‌ها در چند كارخانه محدود بافته مي‌شوند و گاهي پارچه لباسي كه شما در خاورميانه مي‌خريد و لباسي كه در غرب اروپا يا آمريكاي شمالي خريداري مي‌كنيد به دست يك نفر و زير يك دستگاه توليد شده است!

پس به نظر مي‌رسد كه اگر از حد متوسط عبور كرده باشيم، مشتري تا حد زيادي داستان‌ها را مي‌خرد! ردبول به نسبت يك نوشابه انرژي‌زاي گمنام، داستانهاي بيشتري در گوش من و شما خوانده است! به همين دليل است كه گفته مي‌شود امروز يك برند، بايد خودش را يك ناشر ببيند (توضيح بيشتر:بازاريابي درونگرا و برند به عنوان ناشر)

مسئله سوم، گرانتر شدن بسترهاي سنتي تبليغات است.

طي دهه اخير، برندسازي و بازاريابي و تبليغات و مفاهيم مشابه،‌ بيش از آنكه به نفع توليدكنندگان كالا و خدمات عمل كنند، به نفع رسانه‌هاي تبليغاتي عمل كردند.

هر روز تقاضا براي تبليغات تلويزيوني بيشتر شد.

هر كسي دوست داشت در روزنامه‌ها تبليغ كند. صاحب هر كسب و كار مربوط و نامربوطي، در آرزوي خود روزي را مي‌ديد كه نامش بر روي بيلبورهاي خياباني حك شود.

تقاضاي زياد، قيمت‌ها را هم افزايش داد و از سوي ديگر، مخاطب كه هر روز با حجم بيشتري از تبليغات مواجه بود، بيش از گذشته،‌ نسبت به تبليغات بي‌تفاوت شد.

بيلبوردهاي خلاقانه كه زماني تصميم مشتري به خريد را شكل مي‌دادند، امروز به سختي حتي مي‌توانند لبخندي بر لب مشتري بياورند و ايده‌هاي تكراري هم مخاطب را دلزده كرده است.

چهارمين مسئله اين بود كه آشنايي مخاطب‌ها با فرايند تبليغات و همينطور جزييات اجرايي و عملياتي آن، اثربخشي تبليغات را كاهش داد.

حالا ديگر خيلي سخت است كه به بيننده‌ي تلويزيوني بقبولانيد كه به عنوان يك كارآفرين موفق به تلويزيون دعوت شده‌ايد.

هر كس كه در زير يك پله به دستفروشي هم مشغول بوده، پيشنهادهاي مختلف براي توليد مشترك برنامه‌ها را شنيده است و حتي تعرفه‌ها هم مشخص است.

رپورتاژ آگهي در روزنامه‌ها ديگر كسي را هيجان زده نمي‌كند. مردم هنگام ديدن سريال‌ها، زمان دستشويي رفتن خود را با ساعت تبليغات تنظيم مي‌كنند! به عبارت ديگر، همزمان با گران شدن بسترهاي تبليغاتي، اثربخشي آنها هم كاهش يافته است.

content-marketing-motamem-social

وضع فضاي آنلاين و شبكه‌هاي اجتماعي هم بهتر نيست.

قيمت فالور اينستاگرام مشخص است! بگوييد كه امروز چند فالور داريد و مي‌خواهيد هفته‌ي بعد چند فالور داشته باشيد تا فالور‌ها را با تخفيف به شما بفروشند!

فالورهاي كم خاصيت در شبكه‌هاي اجتماعي زياد شده‌اند. همانهايي كه به روح سرگردان موسوم هستند.

در صفحه فيس بوك خود ده هزار فالور داريد و مطلبي كه مي‌نويسد صد عدد لايك مي‌خورد.

بخشي از مردم فقط كنجكاوي مي‌كنند و بخشي ديگر حتي همين كار را هم انجام نمي‌دهند.

شبكه‌هايي مانند وايبر را هم كه همگي ديده‌ايم.

در يك لحظه همزمان دو تبليغ در مورد كنسرت يك خواننده و عرضه مستقيم پوشك كودك دريافت مي‌كنيم.

ايميل‌هاي گروهي هم كه به سرنوشت پيامك‌هاي گروهي دچار شده‌اند و هر كسي با كمي صرفه جويي در غذاي روزانه مي‌تواند بودجه‌اي براي ارسال پيام به همه هموطنان خود ذخيره كند!

 

 

بازاريابي محتوا، در چنين بستري شكل گرفت.

سوال اصلي بازاريابي محتوا اين بود كه: چگونه مي‌توان از رسانه هاي قديمي به شيوه اي اثربخش و ارزان قيمت استفاده كرد؟ همچنين چطور مي‌توان از رسانه هاي جديد كه فعلاً بيشتر نقش اسباب بازي و سرگرمي ما را دارند، ابزارهايي ارزان اما اثربخش براي ارزش آفريني خلق كرد؟

 

منبع : متمم

نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->

مهم‌ترين عامل در فروش موفق ايجاد مزيت رقابتي است. براي موفقيت در فروش، بايد مشتريان را متقاعد كنيد كه محصولات شما برتر و مطلوب‌تر از محصولات رقبا است. تمايز، كليد موفقيت در فروش است.

 

در حال حاضر مزيت رقابتي‌تان چيست؟ چه چيزي باعث مي‌شود محصول شما در ذهن مشتري برتر از هر محصول مشابه ديگري باشد؟

 

حوزه برتري شما

حوزه برتري شما چيست؟ محصول يا خدمت شما چه چيزي را به مشتري ارائه مي‌دهد كه آن را از همه جهات به مطلوب‌ترين گزينه تبديل مي‌كند؟‌ مزيت اصلي خريد و استفاده از محصول يا خدمت شما كه آن را به گزينه‌اي بهتر از محصولات رقبا تبديل مي‌كند، كدام است؟‌
مزيت رقابتي ارائه شده توسط محصول، خدمت يا شركت شما،‌ قلب همه تلاش‌هاي بازاريابي و فروش، دليل بقا و موفقيت‌تان در بازار رقابتي و كليد موفقيت شما است. به گفته پيتر دراكر «اگر مزيت رقابتي نداريد، هرچه زودتر دست به كار شويد و يكي بسازيد».
اگر از كارتان مطمئن نيستيد يا اگر محصولتان مزيت رقابتي ندارد، از خود بپرسيد: چطور مي‌توانست باشد؟ اگر بخواهم در درازمدت موفق شوم، بايد چطور باشد؟

 

ارزش‌افزوده منحصربه‌فرد

مايكل پورتر، كارشناس هاروارد در حوزه مزيت رقابتي معتقد است كه بايد «ارزش‌افزوده منحصربه‌فردي» براي مشتريان داشته باشيد.
لازم نيست از همه رقبا برتر باشيد. فقط بايد محصولي ويژه، متفاوت و ارزشمندتر به مشتريان خاص موردنظرتان ارائه دهيد.
مزيت رقابتي شما از نظر كدام مشتريان واقعا متفاوت است؟ تقريبا هر محصول يا خدمت مزاياي خاصي دارد كه آن را به گزينه بهتري براي يك گروه خاص از مشتريان تبديل مي‌كند؛ مثلا تصور كنيد كاديلاك مي‌فروشيد. مزيت رقابتي كاديلاك‌ها اين است كه اتومبيل‌هاي لوكسي هستند و تصوير ذهني مشتريان از آن، اتومبيلي با كيفيت بسيار بالا است؛ اما بايد از خود بپرسيد «اين مزيت رقابتي براي كدام دسته از مشتريان مهم است؟»

 

ويژگي‌هاي مطلوب كاديلاك براي افرادي جذاب است كه توانايي مالي خريد اتومبيل‌هاي لوكس را دارند. بازار هدف شما افرادي نيستند كه فورد، شورولت يا سوبارو سوار مي‌شوند، ‌بلكه مشتريان ثروتمندي هستند كه درآمد زيادي دارند.
بنابراين كاديلاك چه ارزش‌افزوده منحصربه‌فردي دارد كه آن را به گزينه‌اي برتر از بي.ام.دابليو، آئودي يا مرسدس بنز تبديل مي‌كند؟
براي پيشرفت در بازار رقابتي، محصولتان بايد حداقل در چهار حوزه متفاوت و برتر باشد:

 

۱. كيفيت بهتر

كيفيت توسط مشتريان تعريف مي‌شود. مشتري شما چه تعريفي از كيفيت دارد؟

 

۲. سريع‌تر و نتايج بهتر

محصول يا خدمت شما از چه طريق نتايجي سريع‌تر از محصولات رقبا ارائه مي‌دهد؟ چرا از نظر مالي و شخصي براي مشتري توجيه دارد؟ اينكه محصول يا خدمت شما نتايج و منافعي را سريع‌تر از رقبا ارائه مي‌دهد، چه تغييري در زندگي و كار مشتري ايجاد مي‌كند؟

 

۳. ارزانتر

محصول شما مي‌تواند از نظر قيمت و از نظر هزينه درازمدت مالكيت، ارزانتر از محصولات رقبا باشد. اگر ارزانتر باشد چه مفهومي براي مشتري دارد و چرا خريد با قيمت كمتر از شما به جاي خريد با قيمت بالاتر از رقبا به نفع مشتري است؟‌

 

۴. ساده‌تر يا مناسب‌تر

مشتريان تنبل هستند و هميشه محصول يا خدمتي را ترجيح مي‌دهند كه استفاده از آن راحت‌تر باشد. استفاده از محصول يا خدمت شما از كدام جهات راحت‌تر است؟ چرا راحت‌تر است؟ از چه نظر راحت‌تر است؟ چه تغييري در كار يا زندگي مشتري به وجود مي‌آورد؟ اگر همه موفقيت فروش به توانايي شما براي متمايز كردن محصول يا خدمتتان از محصولات رقبا بستگي داشته باشد تا به عنوان گزينه مطلوب‌تر ديده شود، آن‌وقت رقبايتان چه كساني هستند؟

 

نقاط قوت خود را به حداكثر برسانيد

تمام موفقيت فروش به توانايي شما براي متمايز كردن محصول يا خدمتتان از محصولات رقبا و تبديل آن به گزينه‌اي مطلوب‌تر بستگي دارد. در اين صورت، رقباي شما چه كساني هستند؟ چرا مشتريان از رقبا خريد مي‌كنند؟ چه مزيت‌‌هايي را در آن‌ها مي‌بينند؟ از چه جهاتي حس مي‌كنند محصول يا خدمت رقبا برتر از شما است؟

 

صادقانه بگوييد كه محصولات و خدمات رقبا از چه جهاتي برتر از شما است؟ چگونه مي‌توانيد مزاياي رقبا يا مزايايي كه مشتري در رقبا مي‌بيند را تقليد كنيد؟ براي معرفي محصول يا خدمت‌‌‌ به طريقي كه باعث حداكثر كردن نقاط قوت شما و تاكيد بر نقاط ضعف و آسيب‌پذيري رقبا شود، چه مي‌توانيد بگوييد يا چه كاري مي‌توانيد انجام دهيد؟

 

اغلب محصولات و خدمات مشابه هستند؛ مثل رستوران‌هايي كه غذاي مشابه ارائه مي‌دهند. در اين حالت، روش ايجاد تمايز، ارائه خدمات بهتر، گرمتر و دوستانه‌تر به مشتريان است. در بسياري از موارد، به خصوص وقتي مشتري محصول يا خدمت را كالايي مي‌داند كه همه‌جا در دسترس است، كيفيت ارائه خدمات يك مزيت رقابتي به حساب مي‌آيد كه باعث ايجاد حاشيه امن براي شما در ذهن مشتري مي‌شود.

 

گاهي همه آنچه براي جذب مشتري لازم داريد اين است كه در يك حوزه خاص و مهم از نظر او، برتر باشيد.

 

يك تمرين: پشت كارت ويزيت خود دليلي ده تا پانزده كلمه‌اي بنويسيد كه باعث مي‌شود يك مشتري مردد و بسيار آگاه به جاي خريد از ديگران از شما خريد كند.
اگر نتوانيد مزيت رقابتي خود را پشت كارت ويزيت بنويسيد، به احتمال زياد اصلا آن را نمي‌شناسيد يا نمي‌توانيد هنگام فروش از آن بهره ببريد.

 

 

منبع : مدير سبز

نــویــسـنـده : <-PostAuthorId->
برچسب‌ها: <-CategoryName->
صفحه 1 از 111 1 2 3 4 5 6 7 ...11